X
تبلیغات
کتاب

کتاب
من یار مهربانم 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
سلام خدمت دوستان عزیز

از اونجا که دیدم کتاب پرواز تا بی نهایت (شهید بابایی) خیلی سرچ میشه و احساس کردم کمیابه گفتم به مراجعه کنندگان بگم که دیدم این کتابفروشی ها تو مشهد این کتاب رو دارن:

مشهد، میدان ده دی، نبش امام خمینی 33، پلاک 5

تلفن: 8534990

سایت: http://mvaliasr.ir

امکان خرید اینترنتی هم در سایتش فراهمه.

-------------------------------------

مشهد، ایستگاه مترو بسیج (فلکه برق)، کتابفروشی چراغ حکمت


برچسب‌ها: خرید کتاب پرواز تا بی نهایت, خرید اینترنتی کتاب پرواز تا بی نهایت, خرید کتاب شهید بابایی
[ پنجشنبه 21 دی1391 ] [ 23:43 ] [ زینب ]

بسی گفتند از عیسی و مهدی          مجرد شو , توهم عیسای عهدی

زمهدی گرچه روزی چند پیشی          بکُش دجال خود , مهدی خویشی

چوتو درمعرفت,چون طفل مهدی!          چه دانی قدرعلم وفضل مهدی ؟

به نور علم می کن دیده روشن          که تا بتوانیش هرلحظه دیدن

که گر درجهل خود دایم نشینی          چو مهدی پیشت آید هم نبینی

برو ازعلم مهدی بهره برگیر          جوانمردی کن و بشنو ازاین پیر

خوشا وقت کسان عهد مهدی          خوشا آن کودکان مَهد مهدی

که هرعلمی که باشد زیرکان را          «الف با تا » بود آن کودکان را

شیخ محمود شبستری(وفات 720 ه. ق)

[ یکشنبه 26 خرداد1392 ] [ 14:32 ] [ محمدجواد ریحانه ]

قدم به ساحت جهان زدند برای حفظ دین

سه هم قدم سه هم قسم سه هم سخن سه همنشین

سه هم سفر سه هم هدف سه هم نظر سه بی قرین

سه دلربا سه جان بکف سه هم ندا سه نازنین

یکی پدر یکی پسر یکی عموی مه جبین

اعیاد شعبانیه مبارک باد

به وسیله ی من هشدار داده شدید و بوسیله ی علی(ع) هدایت می یابید و بوسیله ی حسن(ع) احسان می شوید و بوسیله ی حسین(ع) خوشبخت می گردید و بدون او بدبخت .

بدانید که حسین(ع) دری از درهای بهشت است هرکس با او دشمنی کند خدا بوی بهشت را بر او حرام می کند .

پیامبر اکرم(ص)

کلمات قرآنی

در قرآن مشتقات (ح س ن ) ۱۹۴ مرتبه ذکر شده است ( ۱۰۵ مورد مکی و ۸۹ مورد مدنی )

 و مشتقات (ع د ل ) ۲۸ مرتبه ذکر شده است ( ۱۲ مورد مکی و ۱۶ مورد مدنی )

کلمه ی عدل ۱۳ بار در قرآن آمده( ۳ مورد مکی و۱۰ مورد مدنی ) وکلمه ی احسان ۶ بار آمده ( ۱ مورد مکی و۵ مورد مدنی )

احسان بالاتر از عدل است زیرا عدل آنست آنچه بر عهده دارد بدهد و آنچه برای اوست بگیرد . ولی احسان آنست که آنچه بر عهده دارد بدهد و کمتر از آنچه برای اوست بگیرد . ضمنا اختیار عدل واجب است ولی اختیار احسان مستحب .

[ چهارشنبه 22 خرداد1392 ] [ 18:36 ] [ محمدجواد ریحانه ]

ای شاه سوار ملک هستی

سلطان خرد به چیره دستی

ای ختم پیمبران مرسل

حلوای پسین و ملح اول

سر خیل تویی و جمله خیلند

مقصود تویی همه طفیلند

فرا رسیدن عید مبعث بر عموم مسلمین مبارک باد.



برچسب‌ها: مبعث
[ جمعه 17 خرداد1392 ] [ 22:25 ] [ زینب ]

«عَظُمَ الذَّنبُ مِن عَبدِکَ فَلیَحسُنِ العَفوُ مِن عِندِکَ»

لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست          که دراین بحر کرم غرق گناه آمده ایم

آبرو  می رود ای ابر خطا پوش  ببار          که به دیوان عمل  نامه سیاه  آمده ایم

هیچ شفاعت کننده ای کارسازتر از توبه نیست ( حکمت 371 نهج البلاغه )

فلسفه آزمایش ها

خداوند بندگان خود را که گناه کارند , باکمبود میوه ها و جلوگیری از نزول برکات و بستن در گنجهای خیرات , آزمایش می کند , برای آنکه توبه کننده ای بازگردد و گناه کار , دل از معصیت بکند , و پندگیرنده , پند گیرد وبازدارنده , راه نافرمانی را بربندگان خدا ببندد و همانا خدا استغفار و آمرزش خواستن را وسیله دائمی فروریختن روزی و موجب رحمت آفریدگان قرار داد و فرمود:

« ازپروردگار خود آمرزش بخواهید که آمرزنده است , برکات خودرا از آسمان برشما فرومی ریزد وبا بخشش اموال فراوان وفرزندان شمارا یاری می دهد و باغستان ها و نهرهای پرآب دراختیار شما می گذارد »

پس رحمت خدا برآنکس که به استقبال توبه رود وازگناهان خود پوزش طلبد وپیش از آن که مرگ او فرارسد , اصلاح گردد.

خطبه 143 نهج البلاغه

خرما نتوان خورد ازاین خار که کشتیم          دیبا نتوان بافت ازاین پشم که رشتیم

برلوح معاصی   خط عذری   نکشیدیم          پهلوی کبــائر    حسناتی     ننوشتیم

افسوس براین عمرگرانمایه که بگذشت          ما  ازسر تقصیر  و  خطا  درنگذشتیم

تاچند دراین کنگره چون مرغ توان بود          یکروز ببینی که براین کنگره خشتیم

پیری و جوانی  که  شب و روز  برآمد          ماشب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم

ما   کشته نفسیم  و بس آوخ  که برآید          ازما  بقیامت  چو چرا نفس   نکشتیم

[ چهارشنبه 1 خرداد1392 ] [ 14:36 ] [ محمدجواد ریحانه ]

ماواي هر آواره او بي چارگان را چاره او          دلدار هر غمخوار او غفار هر صاحب ندم

درد و غمش مهمان دل نام لطيفش جان دل          دل زان او او زان دل گر عاشقي درنه قدم

از هرچه گويم برتري وز هرچه خوانم بهتري          وز آنچه دانم مهتري اي جان جانها لاجرم

اَلّلهُمَّ اِنّي اَجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ اِلَيْکَ مُسرَعَه وَمَناهِلَ الرَّجاءِ اِلَيْکَ مُترَعَه

«خدايا من تمامي راههاي مقاصد را به طرف تو باز و سرچشمه هاي اميد به طرف تو را سرشار و مملو پيدا کرده و مي يابم»

احاديث قدسي :

ماه رجب را ريسماني بين خود و بندگانم قرار داده ام . هرکس به آن چنگ زند به وصال من رسد .

ماه (رجب ) ماه من ؛ بنده بنده ي من ؛ و رحمت رحمت من است . هر که در اين ماه مرا بخواند اجابتش کنم و هر که حاجت آورد عطايش کنم .

حــکــا يت :

سلیمان گنجشکی را دید که ماده ی خود را می گفت چرا خویش را از من بازمی داری ؟ که اگر بخواهم توانم بارگاه سلیمان را به منقار گیرم و به دریا اندازم .

سلیمان از سخن او لبخندی زد و آن دو را خواند و به نر گفت : آیا می توانی که چنین کنی ؟

گفت نه ای پیامبر خدا ! اما مرد گاه شخصیت خود را در چشم زن آراید و آن را نزد همسر خویش بزرگ جلوه دهد و عاشق را نکوهش نشاید .

پس سلیمان ماده را گفت : چرا خویش را از او دریغ می داری ؟ و حال آنکه او تورا دوست دارد .

گنجشک ماده گفت : او به زبان می گوید اما عاشق نیست . او دعوی عشق دارد و حال آنکه با من دیگری را دوست دارد .

سخن گنجشک در دل سلیمان اثر کرد و به سختی گریست و چهل روز خویش را از مردم پنهان داشت و خدا را می خواند که دل او را برای محبت خویش خالی کند و از آمیختن با دوستی دیگری باز دارد .

التماس دعا

[ شنبه 21 اردیبهشت1392 ] [ 14:50 ] [ محمدجواد ریحانه ]

پیامبراکرم(ص) می فرمایند : کودک را به خاطر اینکه می گرید مزنید . زیرا گریه ی طفل تاچهار ماه گواهی شهادت به لااله الاالله است وتاچهار ماه دیگر صلوات برپیغمبر است وتا چهار ماه دیگر دعا به جان پدر ومادر است .

علامه طباطبایی (ره) درتفسیرالمیزان اینگونه می فرماید :

این حدیث مضمون لطیفی دارد ومعنایش این است که طفل تاچهار ماه احدی را نمی شناسد . تنها وتنها حاجتش را احساس می کند وباگریه رفع آن حاجت را می خواهد ومعلوم است که برآورنده ی حاجتش خدا است . پس او به درگاه خالقش تضرع می کند و به وحدانیت او شهادت می دهد . ودر چهارماه دوم پدر ومادرش را می شناسد ومی فهمد که این دو واسطه ی میان او و رافع حاجاتش هستند . البته تنها این مقدار را درک می کند که واسطه اند نه اینکه شخص آن دو را بشناسد . تکرار می کنم که درچهارماه دوم این قدر می فهمد که بین او وخدا که رافع حاجاتش می باشد , واسطه ای است ولی نمی داند که آن واسطه که رحمت و فیض را می گیرد وبه خلق می رساند , پیغمبر است .پس گریه اش در چهار ماه دوم درحقیقت درخواست رحمت است ازپروردگارش برای پیغمبر (ص) تابوسیله ی پیغمبر به او نیز برسد . ودرچهار ماه سوم پدر و مادر را به شخصه وبا خصوصیاتی که دارند می شناسد واز دیگران تمیز می دهد . پس گریه اش دعا است به جان آندو و می خواهد رحمت خدا ازمسیر آندو به وی برسد . پس حدیث شریف لطیف ترین اشارتها را درکیفیت جریان فیض از مجرای واسطه ها بیان می کند

[ سه شنبه 10 اردیبهشت1392 ] [ 19:31 ] [ محمدجواد ریحانه ]
کتابی که خدمتتان معرفی می شود، « روش دانش اندوزی ترجمه آداب المتعلمین » نام دارد . مولف خواجه نصیرالدین طوسی(ره) مترجم محسن احمدوند و دارای 62 صفحه می باشد که در آن روشها و دستوراتی در رابطه با فراگیری دانش آورده شده است .

نکاتی از این کتاب با ارزش تقدیم شما دوستان می شود :

مباحثه : مباحثه باید همراه با انصاف و آرامش و تامل باشد . فایده ی مباحثه از فایده ی تکرار به تنهایی بیشتر است زیرا در مباحثه علاوه بر تکرار،  تبادل اندیشه و تامل نیز هست . البته درصورتی که با انسان منصف که دارای طبعی بی آلایش است بحث کنی و مبادا با انسان یک دنده و کج سلیقه مناظره کنی چرا که طبیعت انسان دزدی چالاک است و اخلاق شایسته و ناشایست قابل سرایت است و هم جواری اثرگذار می باشد .

گفته شده زمان طلب علم از گهواره تا گور است و بهترین وقتها اول جوانی است و بهترین ساعات، وقت سحر و بین وقت نماز مغرب وعشا است . و سزاوار است تمام اوقاتش را پرکند ( یعنی در تمام اوقات به دنبال علم و یادگیری باشد )

و گفته اند « دانش آن است که از دهان بزرگان گرفته شود » چرا که آنان بهترین چیزهایی را که می شنوند به خاطر می سپارند و بهترین حرفهایی را که به خاطر دارند بیان می کنند .


برچسب‌ها: روش دانش اندوزی, آداب المتعلمین, خواجه نصیرالدین طوسی
[ سه شنبه 3 اردیبهشت1392 ] [ 19:13 ] [ محمدجواد ریحانه ]
نام کتاب: سقای آب و ادب

نویسنده: سید مهدی شجاعی

ناشر: نیستان

تعداد صفحات: 264

 برای خرید کتاب به این سایت رجوع کنید و نام کتاب را جستجو کنید.



کتاب شامل 10 بخش با نام های زیر هست:

1.     عباسِ علی

2.     عباسِ امّ البنین

3.     عباسِ عباس

4.     عباسِ سکینه

5.     عباسِ مواسات

6.     عباسِ زینب

7.     عباسِ ادب

8.     عباسِ حسین

9.     عباسِ فرشتگان

10. عباسِ فاطمه

 

قسمتی از بخش "عباسِ ادب"

عباس، مشک را چون عزیزترین کودک جهان در آغوش گرفته، بند قنداقه اش را به دور گردن انداخته، با دست چپ، سپر را حائل مشک کرده و با دست راست شمشیر را در هوا می چرخاند و پیش می تازد.

آنچه هر دم پیش روی عباس، از لابه لای نخلها بیرون می جهد، دشمن نیست با اسب و نیزه و شمشیر، علف های هرزی است که به داس عباس درو می شود.

همه نخلستان و در پشت همه درختان، پر است از آدم و اسب و شمشیر و نیزه و کلاه.

و هر آن یا آدمی به میان می جهد، یا دستی پیش می آید یا سر اسبی رخ می نماید یا نیزه ای حواله می شود و یا شمشیری فرود می آید.

و عباس که به سرعت باد می تازد، به هیچکدام مجال کمترین تحرکی نمی دهد، آنچنانکه کشتگان، تازه پس از گذشتن او با چشم های وحشتزده به مرگ خویش می نگرند.

فضای پیش رو به سرعتی برق آسا پاک می گردد و سر و دست و اسب و شمشیر و پیکر است که در دو سوی جاده پیش روی عباس، بر زمین انباشته می گردد، انگار که نه آنان در کمین عباس، که عباس در کمین آنان بوده است.

عباس تاکنون جنگی این چنین را تجربه نکرده است.

حتی همین صبح امروز هم که بیست تن از اصحاب امام را از محاصره رهانیده، در فضایی باز و آشکار جنگیده و میدان نبرد اینچنین آکنده از کمین نبوده.

در جنگ جمعی ابتدای صبح، دشمن ناگهان بخشی از سپاه را قیچی کرده و بیست نفر از یاران امام را به محاصره درآورده است.

چند صد نفر این بیست نفر را چون حلقه های چند لایه در میان گرفته اند و هر چند نفر بر یکی از یاران امام هجوم کرده اند.

و ناگهان امام به عباس فرموده است: عباس جان! دریابشان.

عباس بی درنگ از جا کنده شده و رعدآسا به سمت حلقه محاصره تاخته است.

از این حمله عباس، جان سالم فقط آنانی به در برده اند که پیش از هجوم سیل آسای عباس، رعد و برق حضورش را فهمیده اند و گریخته اند. از بقیه آنقدر جنازه بر زمین تلنبار شده که یاران محصور، پا بر تلّ جنازه ها گذاشته اند و از محاصره اجساد در آمده اند.

آنچه اکنون کا را بر عباس دشوار کرده، تعداد چند هزاری سپاه دشمن نیست. کمین های ناجوانمردانه پشت نخلها هم نیست. گرسنگی هم نیست، تشنگی طاقت سوز و جگرگداز هم نیست، خستگی هم نیست، زخم های متعدد سر و صورت و سینه و دست و پا هم نیست.

تنها یک چیز، جنگیدن را بر عباس دشوار کرده و آن آزاد نبودن دست های عباس است. و آن کودکی است که عباس در بغل دارد و حفظ جانش را بر جان خویش مقدم می شمارد.


بقیه در ادامه مطلب. اما اگر تا همین جا هم خوندی خوشحال میشم نظرتو بدونم.



برچسب‌ها: سقای آب و ادب, سید مهدی شجاعی, نیستان, حضرت ابوالفضل, ع
ادامه مطلب
[ سه شنبه 27 فروردین1392 ] [ 21:25 ] [ زینب ]

السلام علیک یا فاطمة الزهرا

امام صادق(ع) فرمودند : اشخاصی که در عالم زیاد گریه کردند پنج نفر بودند :

 1- آدم(ع) 2- یعقوب(ع) 3- یوسف(ع) 4- فاطمه زهرا(س) 5- علی بن الحسین(ع)

حضرت آدم (ع) ازفراق بهشت آنقدر گریه کرد که اثر گریه در دو گونه ی صورتش باقی مانده بود . حضرت یعقوب (ع) آنقدر از فراق یوسف گریه کرد که کور شد . حضرت یوسف (ع) آنقدر گریه کرد که اهل زندان ازگریه ی او متاذی وناراحت شدند . لذا به حضرت یوسف(ع) گفتند : یاشب گریه کن که ما روز آرام داشته باشیم یا روز گریه کن تاما شب آرام داشته باشیم . واما حضرت زهرا (س) آنقدر در عزای پدر خود گریه کردند که اهل مدینه از گریه ی ایشان متاذی شدند وشکایت نمودند . بعداز آن فاطمه زهرا (س) به مزار شهدای احد می رفتند وهرچه می خواستند گریه می کردند وبعد مراجعت می کردند . وامام سجاد (ع) هم مدت 20 سال وبنا به قولی مدت 40 سال در عزای پدربزرگوار خود گریه کردند بطوریکه هرغذایی که نزد حضرت می آوردند ویا هر آبی که می خواستند بنوشند , گریه می کردند .

فاطمه زهرا (س) در مرثیه ی پدر بزرگوار خود می فرمایند :

پدرجان موقعی که شوق من نسبت به تو شدت پیدا می کند , قبر تورا با حال گریه زیارت می کنم .

نوحه وشکایت می کنم ولی نمی بینم که تو جوابم را بگویی .

آی کسیکه ساکن زمینی (قبر) تو گریه را به من تعلیم دادی .

ویاد تو جمیع مصیبتها را ازخاطره ی من برد .

اگرچه تو از مدنظرم رفتی ودر زیر خاک غایب شدی .

ولی تو از قلب حزین من غایب نخواهی شد .

علامه مجلسی (ره) درجلد دهم بحار می نویسد : زمانی که فاطمه زهرا(س) ازدنیا رفتند , حضرت علی (ع) این اشعار را سرودند :

جان من با ناله های خود حبس شد .

ای کاش جان من با ناله هایم خارج می شد .

بعداز تو خیری در زندگانی دنیا نخواهد بود .

جزاین نیست که ازخوف طولانی شدن زندگیم می گریم .

این اشعار نیز دردیوان منسوب به آن حضرت است :

حَبیبٌ   لَیسَ   یَعدِلُهُ   حَبیبٌ               وَما لِسِواهُ فی قَلبی  نَصیبٌ

حَبیبٌ غابَ عَن عَینی وَ جِسمی               وَ عَن  قَلبی   حَبیبی  لایَغیبٌ

یعنی دوستی که نظیر او دوستی نخواهد بود .

ودر قلب من غیراز او بهره ای وجود ندارد .

دوستی که از جلو چشم وجسم من غایب شد .

ولی دوست من از قلبم غایب نخواهد شد .

[ چهارشنبه 21 فروردین1392 ] [ 13:53 ] [ محمدجواد ریحانه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

انتخاب کتاب با انتخاب دوست فرقی ندارد، همانگونه که باید برای معاشرت دوستان خوب انتخاب کرد، برای مطالعه نیز باید کتابهای خوب را برگزید. ما همانطور که مسئول کارهای خود می باشیم مسئول مطالعه خویش هستیم. باید کتابی مطالعه کنیم که فکر ما را روشن و عقل ما را قوی کند نه کتابی که وقت ما را تلف نماید. (از کتاب کشکول طبسی)
حدیثی از پیامبر (ص): هر کس دنیا خواهد تجارت کند، هر کس آخرت خواهد پرهیزکار شود و هر کس دنیا و آخرت خواهد علم بیاموزد.
  • دوصفر هفت
  • صحاب