کتاب
من یار مهربانم 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
سلام خدمت دوستان عزیز

از اونجا که دیدم کتاب پرواز تا بی نهایت (شهید بابایی) خیلی سرچ میشه و احساس کردم کمیابه گفتم به مراجعه کنندگان بگم که دیدم این کتابفروشی تو مشهد این کتاب رو داره:

مشهد، میدان ده دی، نبش امام خمینی 33، پلاک 5

تلفن: 8534990

سایت: http://mvaliasr.ir

امکان خرید اینترنتی هم در سایتش فراهمه.


برچسب‌ها: خرید کتاب پرواز تا بی نهایت, خرید اینترنتی کتاب پرواز تا بی نهایت, خرید کتاب شهید بابایی
[ پنجشنبه ۲۱ دی۱۳۹۱ ] [ 23:43 ] [ زینب ]

ازامام صادق(ع) درکتاب مجالس روایت شده که فرمودند : وقتی آیه ی :

« وَالَّذینَ اِذا فـَعـَلوُا فاحـِشـَة ً ... » (آل عمران – 135)

نازل شد ، ابلیس بربالای یکی ازکوههای مکه ، که نامش ثور بود ، رفت وبابلندترین فریاد ، عفریتها( شاگردان ) خودرا صداکرد . همه دورش جمع شدند وگفتند برای چه مارا خوانده ای ای بزرگ ما ؟! ابلیس گفت این آیه نازل شده است . خواستم ببینم کدام یک ازشما حریف خنثی کردن آن هستید . هرکدام ازعفریتها برخاستند ، ادعایی کردند و پیشنهادی دادند . ابلیس گفت نه شما حریف آن نیستید . تا آنکه یک نفر بنام « وسواس خناس » برخاست وگفت من حریف آنم . پرسید ازچه راه ؟ گفت : من به فرزندان آدم وعده می دهم وتشنه گناهان می کنم تا مرتکب گناه شوند وبعداز ارتکاب ، توبه واستغفار را ازیادشان می برم . ابلیس گفت : حقاً که توحریفی واو را مامور به خنثی کردن اثر این آیه کرد که تاروز قیامت به این کار بپردازد .

این روایت ازطرق اهل سنت هم نقل شده است .

تفسیر المیزان

[ سه شنبه ۲۶ اسفند۱۳۹۳ ] [ 18:48 ] [ محمدجواد ریحانه ]

ازآیت الله بهلول (رحمة الله علیه) سوال شد : چه وقت می توان خدمت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مشرف شد ؟

فرمودند : وقتی بین شما و حضرت سنخیـّت باشد . باتقوا باشید . سپس فرمودند : دیدن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مهم نیست . مهم اینست که او مارا ببیند . خیلی ها حضرت علی (علیه السلام ) را دیدند ، اما دشمن او شدند . اگر کاری کردیم که نظر آنها را جلب کنیم آن ارزش دارد .

[ جمعه ۱۵ اسفند۱۳۹۳ ] [ 14:14 ] [ محمدجواد ریحانه ]

 

روایت شده است : امیرمومنان علی (علیه السلام ) چیزی ازیک نفر یهودی قرض نمود . یهودی درمقابل آن ، چیزی را به عنوان رهن درخواست کرد . علی(علیه السلام ) چادر حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را که ازپشم بافته شده بود ، درگرو قرضش گذاشت .

یهودی آن چادر را به خانه خود برده ودرمیان اتاقی نهاد . هنگامی که شب فرارسید وتاریکی برهمه جا حاکم شد ، زن یهودی برای کاری وارد آن اتاق شد . دید نوری آن اتاق را فراگرفته وروشن نموده است . فورا نزد شوهرش آمد واو را ازاین امر آگاه کرد .

مرد یهودی که بودن چادر حضرت را درخانه اش فراموش کرده بود ، ازاین امر درشگفت شد به سرعت برخاست وداخل اتاق شد . ناگهان دید که نور آن چادر همه ی اتاق را فراگرفته است ، گویی شعاعش ازماه شب چهاردهم فروزان تر بود وازنزدیک می درخشید .

یهودی که ازاین امر درشگفت شده بود ، محل چادر را بررسی کرد وبادقت به آن جا نگاه کرد فهمید که نور ازهمان چادر حضرت زهرا (سلام الله علیها ) می تابد . مرد وهمسرش ازاتاق خارج شدند وهریک قوم و خویش خودرا خبر کردند وآنها را دراتاق حاضر کردند . درآن شب هشتاد نفر ازیهودیان درخانه آنها حاضر شده ، این منظره را مشاهده کردند وهمگی مسلمان شدند .

[ دوشنبه ۱۱ اسفند۱۳۹۳ ] [ 19:35 ] [ محمدجواد ریحانه ]
مردی یهودی نزد امیرمومنان ، علی (علیه السلام ) آمد واز او پرسید : پروردگارت کجاست ؟ وکدام سمت است ؟

امام روبه ابن عباس فرمودند : چندی هیزم گردآورد وآتشی برافروزد . ابن عباس نیز چنین کرد .

امام آتش را برافروخت و روبه یهودی گفتند : روی این آتش کجاست ؟

یهودی گفت : من رویی ویا سمت وجهتی را برای آن نمی یابم . ( شعله آتش به هر سمتی درحرکت است )

امام فرمودند : پروردگار من نیز چنین است . مشرق ومغرب ازآن اوست وبه هرطرف روکنی روی خداست .

خصال – شیخ صدوق – ص 597

سالنامه مسیر روشن – بهار91

... پس کسی که خدارا با صفت مخلوقات تعریف کند ، اورابه چیزی نزدیک کرده ، وبانزدیک کردن خدا به چیزی ، دوخدا مطرح شده ، وبا طرح شدن دوخدا ، اجزایی برای او متصور نموده ، وبا تصور اجزا برای خدا ، اورا نشناخته است . وکسی که خدا را نشناسد ، به سوی او اشاره می کند وهرکس به سوی خدا اشاره کند ، اورا محدود کرده ، به شمارش آورد .

وآن کس که بگوید « خدا درچیست ؟ » اورا درچیز دیگری پنداشته است وکسی که بپرسد « خدا بر روی چه چیزی قرار دارد ؟ » به تحقیق جایی را خالی ازاو درنظر گرفته است ، درصورتیکه خدا همواره بوده ، ازچیزی بوجود نیامده است . با همه چیز هست نه اینکه همنشین آنان باشد . وباهمه چیز فرق دارد نه اینکه ازآنان جدا وبیگانه باشد . انجام دهنده ی همه کارهاست بدون حرکت وابزار ووسیله . بیناست حتی درآن هنگام که پدیده ای وجود نداشت . یگانه وتنهاست زیرا کسی نبوده تا بااو انس گیرد ویا ازفقدانش وحشت کند .

قسمتی ازخطبه یک نهج البلاغه

خلق عالم همه درذات خدا حیرانند  /  عقلها دریم بحر ازلی نادانند

فکردادت ولی ازذات خدا هیچ مگو   /   همچو اعضا که درکشور جان حیرانند

عضو هرگز تنواند بشناسد جان را   /    گرچه همراه تن و کارگران جانند

ضوء خورشید زخورشید ندارد خبری   /   مثل امواج که دربحر ، همه غلطانند

ماهی ازآب یقینا به مثل بی خبراست   /   همچو انس و ملک وجن ، خداجویانند

ذات حق رانتوان دید درعالم هرگز   /   خلق درجلوه ی انوارخدا کورانند

بحر درحوصله قطره کجاگیرد جای   /   نورحق همچو جهان درنظر مورانند

ساخته ، صانع خودرا نتواند بیند   /   چون پدیدار وی و یافت شده ازآنند

اولیا زانکه شده مظهر امر ازلی   /   ازخدا بهر خلایق همگی درمانند

عارفان غیرخدارا همه فانی دانند   /   رسته ازقید جهان بی سر و بی سامانند

همچو پروانه شب و روز بگرد نورند   /   درمحبت به فنا رفته ، بقاجویانند

قدسیان ملکوتی همه درعالم غیب   /   قائم و راکع وساجد ، همه حق گویانند

هادی معرفت حق ، خرد و فکر بود   /    غافلین ره حق خوارتر از حیوانند

پر زانوار و زآیات خدا کاخ جهان   /   منکر ذات الهی ، همه سرگردانند

« ما عـَرَفناک » چوبرخواند ( مقدم ) دانست

حق عرفان تورا خلق جهان نتوانند

سرمایه سخنوران – سید محمد تقی مقدم

[ چهارشنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۳ ] [ 19:27 ] [ محمدجواد ریحانه ]

تعریف دین ازدیدگاه علامه طباطبایی (رحمة الله علیه) : دین آن روش مخصوصی است درزندگی که صلاح دنیا را به طوریکه موافق کمال اخروی وحیات دائمی حقیقی باشد ، تامین می نماید . پس درشریعت باید قانون هایی وجود داشته باشد که روش زندگانی را به اندازه احتیاج روشن سازد .

اهداف دین ازدیدگاه علامه طباطبایی(رحمة الله علیه) : 1- سعادت انسان 2- اصلاح کننده امور 3- اعتدال قوای مختلفه هنگام طغیان و سرکشی 4- جمع دنیا وآخرت 5- اصلاح جامعه درکنار اصلاح فرد 6- نظم درامور

انسان هرچه دارای دین کاملتری باشد ، نسبت به اختلالات ومشکلات روانی مقاوم تر خواهد بود . اما برای یافتن دین کامل ومشخصات آن به چه کسی باید مراجعه کرد ؟ می توان گفت فلسفه وجودی پیامبران واهل بیت (علیهم السلام ) تبلیغ وترویج دین است . فلذا نام دین همواره همراه نام پیامبران وائمه معصومین می آید واین کاملا صحیح است چون دین بدون پیامبر وجود خارجی ندارد ودین کامل که مکمل همه ادیان قبلی است ، همان دین پیامبر آخرالزمان است . باهمه این وجود دین اسلام نیز دین کاملی نخواهد بود اگر اعتقاد به امامت وولایت درآن وجود نداشته باشد . بنابر اعتقاد همه مفسران شیعه وبسیاری از مفسران سنی ، آیه ی « اَلیـَوم اَکمـَلتُ لـَکـُم دینـَکـُم وَاَتمـَمتُ عـَلـَیکـُم نـِعمـَتی » ( مائده – 31 ) هنگامی به پیامبر نازل گردید که ایشان حضرت علی (علیه السلام ) را درروز غدیر ، به ولایت وسرپرستی مسلمین به طور رسمی وعلنی برگزیدند .

این دین هدی را به مثل دایره ای دان

پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگــــار

آفت های دین :

 


برچسب‌ها: تعریف دین, اهداف دین, آفت های دین
ادامه مطلب
[ شنبه ۱۸ بهمن۱۳۹۳ ] [ 19:24 ] [ محمدجواد ریحانه ]

 

دراین روز مختار شادکننده دلهای شکسته اهل بیت (علیهم السلام) باندای « یالثارات الحسین » درکوفه قیام کرد . مختار درسال اول هجرت درطائف به دنیا آمد ودرسال 67 هجری درکوفه به دست مصعب بن زبیر به شهادت رسید . کنیه او ابو اسحاق است . ابوعبیده ، پدرش ازصحابه بزرگ بود که درجنگ با فارس شهید شد . بعدازپدر ، دوبرادرش حکم وجبیر شهید شدند .

مختار درهیجده ماه حکومتش ، هیجده هزار نفر ازقاتلین سیدالشهدا(علیه السلام) را به جهنم فرستاد . این به غیراز کسانی است که به دست اصحاب ویاران او وابراهیم بن مالک اشتر دربیرون ودرکنار نهر خازر کشته شدند . سعد عموی مختار ازطرف امیرالمومنین وامام حسن (عیهماالسلام) والی مداین بود وهرگاه جایی می رفت مختار را به جای خود می گذاشت . امیرالمومنین (علیه السلام) به او خبر ازفتح و ظفر دادند ومیثم تمار درزندان کوفه اورا بشارت داد .

درروز عید قربان ابومحمدحکم بن مختار ، خدمت امام محمد باقر(علیه السلام) آمد . بعدازآنکه خودرا معرفی کرد ، امام باقر(علیه السلام) اورا نزد خود خواند واو عرض کرد : آقای من ، مردم درباره پدر من بسیار سخن می گویند . به خدا قسم سخن درست کلام شماست وهرچه شما بفرمایید آن را قبول دارم . امام (علیه السلام) فرمودند : سبحان الله ، پدرم خبر داد که مهریه مادر من ازپولی بود که مختار آن را برای پدرم فرستاد . مختار خانه های خراب مارا آباد کرد ودشمنان مارا به قتل رسانید وهر خونی که ازما ریخته شد ، طلب نمود . آنگاه سه مرتبه فرمودند : « رحم الله اباک » .

درکودکی امیرالمومنین(علیه السلام) اورا روی زانوی خویش می نشانیدند وبه او لطف ومرحمت می فرمود . امام باقر(علیه السلام) می فرمایند : به خدا قسم پدرم مرا خبر داد که مختار نزد فاطمه بنت امیرالمومنین (علیه السلام) می آمد وآن مخدره برای او فرش پهن نموده پشتی برایش می گذاشت . سپس فرمودند : « هرحقی که مانزد کسی داشتیم او مطالبه نمود » .

درروایت دیگر می فرمایند : « هنگامی که مختار سر نحس عبیدالله را برای امام زین العابدین (علیه السلام ) فرستاد ، آن حضرت سرسفره بودند وخوشحال شدند ودعا فرمودند » .

بنابر قول دیگر قیام مختار درشب 14 ربیع الاول سال 66 هجری وبنابر قولی 16 ربیع الثانی بوده است .

تقویم شیعه


برچسب‌ها: مختار, قیام مختار, کودکی مختار
[ یکشنبه ۱۲ بهمن۱۳۹۳ ] [ 14:50 ] [ محمدجواد ریحانه ]

 

 

درروز دهم ربیع اثانی سال 201 هجری بنابر مشهور سالروز رحلت شهادت گونه حضرت ولیة الله خاتون خلق جهان ، عابده زاهده کامله مستوره حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسلام) دختر امام موسی کاظم (علیه السلام) است .

آن حضرت 17 روز پس از ورود به شهر قم ، بادلی شکسته وغصه دار ازداغ پدر وفراغ برادر ، رحلت فرمودند . درعزای آن حضرت شهر قم را یکپارچه غم و ماتم فراگرفت . بدن مطهر ان حضرت را غسل داده کفن کردند وبه طرف باغ موسی بن خزرج (مکان فعلی حرم مطهر) آوردند . دوسوارنقاب دار ازبیرون شهر آمدند وبربدن آن حضرت نماز خواندند ف آنگاه داخل سرداب شده بدن مطهر رادفن کردند ورفتند ، کسی آنان را نشناخت .

موسی بن خزرج ان باغ را وقف حضرت معصومه (علیهاالسلام) نمود وازبوریا وحصیر سقفی برروی قبر آن حضرت قرار داد . این بنا بود تاآنکه زینب دختر امام جواد(علیه السلام) برروی قبر شریف قبه ای بنانهاد . سپس جماعتی ازدختران ائمه (علیهم السلام)دران مکان دفن شدند . هنگامی که ام محمد دختر موسی بن محمد بن علی الرضا(علیه السلام) فوت کرد ، درکناران حضرت دفن شد . بعدازآن میمونه خواهر ام محمد ازدنیا رفت وان بزرگوار هم درجنب ام محمد دفن شد . روی این دو قبر یک گنبد دیگر بنا کردند به گونه ای که دوگنبد چسبیده به هم برروی قبر فاطمه معصومه(علیهاالسلام) وام محمد ومیمونه بوده است .

به جزدختران حضرات معصومین (علیهم السلام) دوکنیز هم دفن شده اند که درهنگام مرمت کف حرم مطهر درزمان ناصرالدین شاه ، روزنه ای به سردابی پیدا می شود وچندزن صالحه ، وارد سرداب می شوند ، پیکر پاک میمونه و دوتن ازکنیزان را پس ازهزار سال تروتازه مشاهده می کنند . این سرداب جنب سرداب حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسلام) قرار دارد .

مرحوم نمازی وفات حضرت معصومه(علیهاالسلام) را در12 ربیع الثانی سال 201 هجری نقل کرده وقول منسوب به شیخ حر عاملی (رحمه الله) هشتم شعبان سال 201 هجری است .

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند : « قم کوفه صغیر است وبهشت دارای هشت در است که سه در آن ازقم است . درآن شهر زنی ازاولاد من رحلت می کند که اسمش فاطمه است واو دختر موسی بن جعفر(علیه السلام) است که به شفاعت او تمامی شیعیانم داخل  بهشت  می شوند . »

تقویم شیعه

[ چهارشنبه ۸ بهمن۱۳۹۳ ] [ 19:34 ] [ محمدجواد ریحانه ]

رضاخان در17دی 1314 ، طی جشن فارغ التحصیلی دختران بی حجاب دانشسرای مقدماتی ، کشف حجاب را رسما اعلام کرد . این اقدامات بابرگزاری مراسم وآیین های عمومی مختلط ادامه یافت ودر خرداد 1314 ، موءسسه پیشاهنگی دختران تاسیس گردید که بااجرای صدها برنامه ضداخلاقی و انحرافی ، گام مهم و موثری درشکست شان ومنزلت زنان و دختران برداشته شد .

شیوه های استعمار درانتشار فساد :

1_ تضعیف مکاتب صحیح و سست کردن عقاید .

2_ هدایت و تفسیر تاریخ وعلوم وحتی مذهب درجهت منافع خویش .

3_ مخلوط کردن فرهنگ محلی با فرهنگ فساد .

4_ طرح شعارهای عوام پسندانه : مثلا « دلت پاک باشد ، حجاب یک امر ظاهری است » یا « دیگر جامعه عوض شده است . جامعه امروز اینگونه می پسندد » .

5_ القاء فرهنگ غرب دربرنامه های صوتی ، تصویری ، سینما ، تئاتر ، مجلات و روزنامه ها وکتب منتشر شده با استفاده ازتکنیک های روانشناسی و روانکاوی . گفته می شود تنها درتهیه برنامه های رادیویی اسرائیل ، 40 متخصص روانشناس شرکت داشته تا مطالب به شنونده القاء گردد .

6_ طراحی وتولید لباس وکفش های تحریک آمیز ارزان قیمت .

7_ ترویج مدگرایی به صورت مستقیم وغیر مستقیم .

8_ قالب کردن تجدد به جای تمدن ، فساد به جای علم ، شهوت رانی به جای پژوهش .

9_ ایجاد مراکز فرهنگی ، رفت وآمد به کشورهای فاسد ، حتی روابط تجاری دراشاعه فساد .

10_ فراهم آوردن امکان تحصیلات عالیه برای جوانان باتوجه به محدودیت آن درکشورهای جهان سوم وبه اصطلاح تربیت مزدوران محلی اشاعه دهنده فرهنگ مبتذل غرب به وسیله تعلیم دانش .

البته این اقدامات معمولا به صورت تدریجی انجام می شود به طوری که کم کم لباس مورد نظر آنان عادی شده وحتی نسل بعد نمی داند که آداب وپوشش نیاکانش به چه صورت بوده است ، زیرا حساسیت ها به تدریج ازبین می رود وبا عادی شدن یک انحراف ، درمان آن نیز مشکل تر می شود .

رخت زیبای آسمانی را ، خواهرم باغرور برسر کن

نه خجالت بکش نه غمگین باش ، چادرت ارزش است باورکن

بوی زهرا و مریم و هاجر ، ازپر چادرت سرازیر است

بشکند آن قلم که بنویسد : ، « دِمُده گشت و دست و پاگیر است »

خسته ای ازتمام مردم شهر ، ازچه رو اینقدر تو غم داری ؟

نکند فکر این کنی شاید ، چیزی ازدیگران تو کم داری

سمت جریان آبها رفتن ، هنر هر شناگری باشد

تو ولی باز استقامت کن ، پیش رو جای بهتری داری

پربکش سمت اوج می دانم ، که خدا باتواست درهمه جا

پربزن چادرت تورا بال است ، وبدان می برد تورا بالا

درزمانی که شان و ارزش جز ، به دماغ و لباس و ماشین نیست

توی چادر بمان و ثابت کن ، ارزش واقعی زن این نیست

[ سه شنبه ۱۶ دی۱۳۹۳ ] [ 14:57 ] [ محمدجواد ریحانه ]

قوی ترین عامل برای امتحانهای عمومی ، همانا اختلاف دلهاست . اینجاست که باید بلای عمومی بیاید تا مومن از منافق و مومن راسخ الایمان از مومن متلون ورنگارنگ سست ایمان متمایز گردد ومعلوم شود آنکه منافق است کیست و آنکه مومن است ایمانش درچند درجه ازفشار ازبین می رود . ( تفسیرالمیزان )

ریشه مشتقات ورودها مکی مدنی
ب ل و 26 37 16 21
د ر ج 3 20 11 9
س ن ن 5 21 9 12
ف ت ن 24 60 28 32
م ح ص 1 2 0 2
م ح ق 1 2 0 2

 

بـَلـِیَ : کهنه شدن

امتحان را ازآن جهت ابتلا گویند که گویا ممتحن ، امتحان شونده را ازکثرت امتحان کهنه می کند . به غم واندوه ازآن سبب بلا می گویند که بدن را کهنه وفرسوده می کند . تکلیف را بدان علت بلا می گویند که بربدن گران است ( وآن را فرسوده می کند )

باتوجه به آیه 168 اعراف می توان گفت : نعمت وبلا ، هردو امتحان است . نمی شود گفت صاحب نعمت نزد خدا عزیز وشخص مبتلا درپیش خدا ، خوار است . باید دید درمقابل نعمت وبلا چه عملی وچه صبری ویا چه شکری وچه عبرتی ازوی دیده می شود .

دَرَجَ : درجه به معنای رتبه ومنزلت است . درجه مثل منزلت است لیکن به منزلت آنگاه درجه می گویند که بلندی درآن منظور باشد . مثل پله نردبان وطبقه های ساختمان . استدراج آنست که شخص بتدریج ودرجه درجه گرفته شود . شخص بدکار درکفر وطغیان خویش مشغول لذت وکامرانی است ولی بی خبر است که بتدریج استعداد هدایت را ازدست می دهد وعمرش کوتاه وکوتاهتر می شود تابالاخره فرصت ازدستش می رود . امام حسین (ع) می فرمایند : استدراج ازخداوند سبحان آنست که نعمت بنده را فراوان کند وتوفیق شکر را ازاو سلب نماید .

سنت : طریق ، رویه

سنت وطریقه وسیره ، نظیر همند . مرادازسنت ، طریقه خداست . درآیات 38 و 62 احزاب – 85 غافر – 137 آل عمران – 26 نسا ، همه درباره اهلاک وتعذ یب کفار است وروشن می کند که رویه خدا تغییر ناپذیر است .

فتن : امتحان . اصل فتن گذاشتن طلا درآتش است تاخوبی آن ازناخوبی آشکار شود (مفردات )

معنای فتنه درقرآن : کلمه فتنه به معنای هرعملی است که به منظور آزمایش حال چیزی انجام می گیرد وبدین جهت است که هم خود آزمایش را فتنه می گویند وهم ملازمات غالبی آن را که عبارتست از شدت وعذابی که متوجه مردودین دراین آزمایش یعنی گمراهان و مشرکین می شود . درقرآن کریم نیز درهمه این معانی استعمال شده است .  

« اَلـفـِتنـَة ُ اَشـَدّ ُ مـِنَ القـَتل » فتنه بدتراز کشتن است چون کشتن تنها انسان را اززندگی دنیا محروم می کند ولی فتنه مایه محرومیت اززندگی دنیا و آخرت وانهدام هردو است . ( بقره – 191 )

تفسیر المیزان

همانا آغاز پدیدآمدن فتنه ها ، هواپرستی و بدعت گذاری دراحکام آسمانی است . نوآوریهایی که قرآن باآن مخالف است وگروهی « بادوانحراف یادشده » برگروه دیگر سلطه وولایت یابند که برخلاف دین خداست . پس اگر باطل با حق مخلوط نمی شد ، برطالبان حق پوشیده نمی ماند واگر حق ازباطل جدا وخالص می گشت ، زبان دشمنان قطع می گردید . اما قسمتی ازحق وقسمتی ازباطل را می گیرند وبه هم می آمیزند . آنجاست که شیطان بردوستان خود چیره می گردد وتنها آنان که مشمول لطف و رحمت پروردگارند نجات خواهند یافت . « اَلـَّذینَ سـَبـَقـَت لـَهـُم مـِنَ اللـّه الحـُسنی » ( انبیا – 101 ) نهج البلاغه - خطبه 50

مـَحص : خالص کردن .

تمحیص مومنین : وقتی امتحان برای مومن پیش می آید وباعث می شود فضائل درونی ونهفته اش ازرذائل جدا ومتمایز گردد . ویا وقتی این امتحان برای قوم وجماعتی پیش می آید ومومنین آنان ازمنافقین وبیماردلان جدا می شوند ، عنوان « تمحیص » یعنی متمایزکردن صادق می آید . (تفسیرالمیزان)

مـَحق : نقصان تدریجی . مـَحاق ، آخر ماه است که هلال درآن ناقص می شود .

مـَحق کافرین : وقتی امتحانات الهی یکی پس ازدیگری برکافر و منافق واقعی وارد می شوند ( کافر ومنافقی که درظاهر صفات واحوال خوبی دارند وحتی آنقدر احوالشان خوب است که مورد رشک مومنین قرار می گیرند ) این امتحانات پی درپی باعث می شود که خباثتهای باطنی به تدریج روبیاید و وظاهر شود وهررذیله ای که رومی آید ، فضیلت مورد رشکی ازآنان را زائل می کند . دراین هنگام کلمه « مـَحق » مصداق پیدا می کند . چون محق را معنا کردیم یعنی ازبین بردن چیزی به تدریج و امتحانهای پی درپی ، کفار ومنافقین واقعی و ایمان وفضائل ظاهری وفریبنده آنها را ازبین می برد .

البته کافران مـَحقی دیگر نیز دارند وآن اینکه به تدریج نسلشان برچیده می شود چون خدای تعالی خبر داده که عالم کون به سوی صلاح بشر ونیز به سوی خلوص دین برای خدا سوق داده می شود ودراین باب فرموده :

« وَالـــعـــــــاقـِــبـَــــــة ُ لـِـلــتـَّــقــــــــوی »

ونیز فرموده :

« اِنَّ الـاَرضَ یـــَرِثـُـهـــــا عـِـبـــــادیَ الصـّــــالِــحـــــــون »

(تفسیرالمیزان)


برچسب‌ها: کلمات قرآنی, محق, تمحیص, ابتلا, استدراج
[ شنبه ۲۹ آذر۱۳۹۳ ] [ 18:21 ] [ محمدجواد ریحانه ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

انتخاب کتاب با انتخاب دوست فرقی ندارد، همانگونه که باید برای معاشرت دوستان خوب انتخاب کرد، برای مطالعه نیز باید کتابهای خوب را برگزید. ما همانطور که مسئول کارهای خود می باشیم مسئول مطالعه خویش هستیم. باید کتابی مطالعه کنیم که فکر ما را روشن و عقل ما را قوی کند نه کتابی که وقت ما را تلف نماید. (از کتاب کشکول طبسی)
حدیثی از پیامبر (ص): هر کس دنیا خواهد تجارت کند، هر کس آخرت خواهد پرهیزکار شود و هر کس دنیا و آخرت خواهد علم بیاموزد.
  • دوصفر هفت
  • صحاب