![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ای انکه به خلق پیشوایی محرم به حریم کبریایی
در شأن تو گفت ایزد پاک لولاک لما خلقت الافلاک
بهترین اعمال پس از شناخت خداوند، انتظار فرج است.
امام موسی کاظم(ع)
سالروز شهادت امام کاظم (ع) را تسلیت عرض می کنم.![]()
که اگر من نروم او به طلب می اید ![]()
سعادت ان کسی دارد
که از تن ها بپرهیزد ![]()
سلام دوستان میخوام یه شعر زیبا از پروین اعتصامی براتون بنویسم. امیدوارم
خوشتون بیاد.

لطف حق
مادر موسی چو موسی را به نیل در فکند از گفته رب جلیل خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه گفت کای فرزند خرد بیگناه گر فراموشت کند لطف خدای چون رهی زین کشتی بی ناخدای
گر نیارد ایزد پاکت بیاد اب خاکت را دهد ناگه به باد وحی امد کاین چه فکر باطل است رهرو ما اینک اندر منزل است
پرده شک را برانداز از میان تا ببینی سود کردی یا زیان
ما گرفتیم انچه را انداختی دست حق را دیدی و نشناختی
در تو تنها عشق و مهر مادری است شیوه ما عدل و بنده پروری است
نیست بازی کار حق خود را مباز انچه بردیم از تو باز اریم باز
سطح اب از گاهوارش خوشتر است دایه اش سیلاب و موجش مادر است
رودها از خود نه طغیان می کنند انچه می گوییم ما ان می کنند
ما به دریا حکم طوفان میدهیم ما به سیل و موج فرمان میدهیم
نسبت نسیان به ذات حق مده بار کفر است این به دوش خود منه
به که برگردی به ما بسپاریش کی تو از ما دوست تر میداریش
نقش هستی نقشی از ایوان ماست خاک و باد و آب سرگردان ماست
قطره ای کز جویباری میرود از پی انجام کاری میرود
ما بسی گم گشته باز آورده ایم ما بسی بی توشه را پرورده ایم
میهمان ماست هر کس بینواست آشنا با ماست چون بی آشناست
ما بخوانیم ار چه ما را رد کنند عیب پوشیها کنیم ار بو کنند
سوزن ما دوخت هر جا هر چه دوخت ز آتش ما سوخت هر شمعی که سوخت
کشتی ای ز آسیب موجی هولناک رفت وقتی سوی غرقاب هلاک
تند بادی کرد سیرش را تباه روزگار اهل کشتی شد سیاه
طاقتی در لنگر و سکان نماند قوتی در دست کشتیبان نماند
ناخدایان را کیاست اندکی است ناخدای کشتی امکان یکی است
بندها را تار و پود از هم گسیخت موج از هر جا که راهی یافت ریخت
هر چه بود از مال و مردم آب برد زان گروه رفته طفلی ماند خرد
طفل مسکین چون کبوتر پر گرفت بحر را چون دامن مادر گرفت
موجش اول وهله چون طومار کرد تندباد اندیشه پیکار کرد
بحر را گفتم دگر طوفان مکن این بنای شوق را ویران مکن
در میان مستمندان فرق نیست این غریق خرد بهر غرق نیست
صفره را گفتم مکن با او ستیز قطره را گفتم بدان جانب مریز
امر دادم باد را کان شیرخوار گیرد از دریا گذارد در کنار
سنگ را گفتم به زیرش نرم شو برف را گفتم که آب گرم شو
صبح را گفتم به رویش خنده کن نور را گفتم دلش را زنده کن
لاله را گفتم که نزدیکش به روی ژاله را گفتم که رخسارش بشوی
خار را گفتم که خلخالش مکن مار را گفتم که طفلک را مزن
رنج را گفتم که صبرش اندک است اشک را گفتم مکاهش کودک است
گرگ را گفتم تن خردش مدر دزد را گفتم گلو بندش مبر
بخت را گفتم جها نداریش ده هوش را گفتم که هوشیاریش ده
تیرگیها را دنمودم روشنی ترس ها را جمله کردم ایمنی
ایمنی دیدند و نا ایمن شدند دوستی کردم مرا دشمن شدند
کارها کردند اما پست و زشت ساختند آیینه ها اما ز خشت
تا که خود بشناختند از راه چاه چاه ها کندند مردم را به راه
روشنی ها خواستند اما ز دود قصرها افراشتند اما به رود
قصه ها گفتند بی اصل و اساس دزدها بگماشتند از بهر پاس
جام ها لبریز کردند از فساد رشته ها رشتند در دوک عناد
درسها خواندند اما درس عار اسبها راندند اما بی فصار
دیوها کردند در بان و وکیل در چه محضر، محضر حی جلیل
سجده ها کردند بر هر سنگ و خاک در چه معبد، معبد یزدان پاک
رهنمون گشتند در تیه ضلال توشه ها بردند ار وزر و وبال
از تنور خود پسندی شد بلند شعله کردارهای ناپسند
وارهاندیم آن غریق بینوا تا رهید از مرگ شد صید هوی
اخر ان نور تجلی دود شد ان یتیم بی گنه ، نمرود شد
رزمجویی کرد با چون من کسی شد بزرگ و تیره دل تر شد ز گرگ
برق عجب ، اتش بسی افروخته وز شراری، خانمان ها سوخته
خواست تا لاف خداوندی زند برج و باروی خدا را بشکند
رأی بد زد گشت پست و تیره رای سرکشی کرد و فکندیمش ز پای
پشّه ای را حکم فرمودم که خیز خاکش اندر دیده خودبین بریز
تا نماند باد عجبش در دماغ تیرگی را نام نگذارد چراغ
ما که دشمن را چنین می پروریم دوستان را از نظر ، چون می بریم
انکه با نمرود، این احسان کند ظلم، کی با موسی عمران کند؟
این سخن، پروین، نه از روی هوی است
هر کجا نوری است ز انوار خداست
جواب: سوره ال عمران- ایه ۱۵۴ سوره فتح - ایه ۲۹
۲- ایا می دانید سوره ای که اسم جلاله در تمام ایات ان تکرار شده کدام است؟
جواب: سوره مجادله - جزء ۲۸
۳- ایا می دانید در کدامیک از سوره های قران کریم مژده اختراع هواپیما و قطار و ماشین
و.... داده شده است؟
جواب : سوره نحل - ایه 8
4- کدام سوره از سوره های قران کریم است که در ان یک ایه ده بار تکرار شده است؟
جواب : سوره مرسلات -
ایه تکرار شده : ویل یومئذ للمکذبین :وای ان روز به حال انان که ایات خدا را تکذیب کردند.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به صدق دل همیشه یاد او کرد به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت
دمی که روح در آدم دمیدند ز جا برخاست آدو یا علی گفت
چو نوح از موج طوفان ایمنی خواست توسل جست و هر دم یا علی گفت
ز بطن حوت یونس گشت آزاد ز بس در ظلمت یم یا علی گفت
عصا در دست موسی اژدها شد کلیم آنجا مسلم یا علی گفت
نمیشد زنده جان مرده هرگز یقین عیسی بن مریم (ع) یا علی گفت
رسول الله شنید از پرده غیب ندایی آمد آن هم یا علی گفت
نزول وحی چون فرمود سبحان ملک در اولین دم یا علی گفت
علی در کعبه بر دوش پیمبر قدم بنهاد و آن دم یا علی گفت
به فرقش کی اثر می کرد شمشیر ؟ گمانم ابن ملجم یا علی گفت
مگر خیبر ز جایش کنده میشد ؟ یقین آنجا علی هم یا علی گفت
ولادت مولای متقیان علی (ع) بر تمامی شیعیان مبارکباد![]()
هر کس به طریقی دل ما می شکند
بیگانه جدا ، دوست جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند حرفی نیست
من در عجبم دوست چرا میشکند؟
مرا در این سرای پیچ در پیچ فقط لطف ترا می باید و هیچ
یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم انچه را جانان پسندد
نگارستان ایزد را تماشاگر که خواهد بود
اگر روزی خدا نقاشی انسان ز سر گیرد و صورت ها به سیرت ها بیاراید؟
شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گرد در کوی دوست پرواز کنند
هر جا که دری بود به شب بر بندند
الا در دوست را که شب باز کنند
جز توکل بر خدا سرمایه در بازار نیست هر که را باشد توکل کار او دشوار نیست
کسی که چشم خود را فرو بندد دلش ارامش پیدا خواهد کرد.
۲-تیری زهراگین: امام صادق (ع) می فرمایند:
نگاه کردن یکی از تیرهای زهرالود ابلیس است . هر که به خاطر خداوند و نه به خاطر
غیر اوچشم خود را فرو بندد خداوند در پی ان ایمانی به او ارزانی دارد که مزه اش را
بچشد.
۳- ازردگی روانی:
گاهی انسان به ناراحتی های جسمی مبتلا می شود که پزشک متخصص هیچ عاملی
برای ان نمی یابد بلکه منشا ان تنها مسائل روحی و روانی است. امام علی (ع) می فرمایند
کسی که چشم خود را ازاد بگذارد تاسف و اندوه وی پایان ندارد.
۴- دام شیطان : امام علی (ع) می فرمایند:
نگاه های حرام دام های شیطانند.
۵- حرکت بر روی لبه تیغ: امام صادق (ع) می فرمایند:
نگاه بعد از نگاه بذر شهوت در دل می کارد و این خود برای به فتنه کشاندن صاحبش کافی
است.
۶- حسرت طولانی: امام صادق (ع) می فرمایند:
ای بسا یک نگاه که حسرتی طولانی به بار اورده است.
فضیلت نماز اول وقت به اخر وقت ، همچون فضیلت اخرت بر دنیاست.
اشخاصی که نمی توانند دیگران را ببخشند ، پلهایی را که باید از ان عبور کنند
خراب می نمایند.![]()
خانه بی زن پارسا قبرستان است.![]()
در انجام دادن کار غلط راه درستی وجود ندارد.![]()
پشت سر هیچکس حرف بد نزنید، اما خوبی های همه را بازگو کنید.![]()
دور هم جمع شدن یک اغاز است. دور هم باقی ماندن یک پیشرفت. و با هم
کار کردن یک موفقیت.![]()
با زیر دستان خود به همان شکلی که با روسایتان حرف می زنید، ارتباط بر قرار
سازید.![]()
دیگران را ببخشید اما از سر تقصیرات خود نگذرید.![]()
وقتی در مسیر اشتباه هستید، دویدن چه سودی دارد؟![]()
کسانی که برای رسیدن به قدرت بر پشت ببر سوار می شوند، عاقبت از شکم
او سر در می اورند.![]()
اگر کسی به شما سنگی پرتاب کرد با او مشاجره نکنید. انقدر فاصله بگیرید که
سنگ به شما نرسد.![]()
سیاستمدار کسی است که روز تولد زنش را فراموش نمی کند اما سن او را از
یاد می برد.![]()
فرزند هنر زنده کند نام پدر
گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی
به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
پدر دست پسر گیرد به امیدی که در پیری پسر دست پدر گیرد.
در یک نیمروز ، اتوبوس مسافربری از تهران به طرف قزوین حرکت کرد. یک ساعت بعد
، دوچرخه سواری از قزوین به طرف تهران و البته با سرعت کمتری حرکت کرد. وقتی که
مسافرین اتوبوس و دوچرخه سوار به هم می رسند، کدامیک از انها دورتر از تهران هستند؟
جواب: اغلب ممکن است جواب بدهند که ااتوبوس دورتر از تهران است که البته درست
نیست . زیرا همه مسافران اتوبوس و دوچرخه در یک نقطه هستند و بنابراین از تهران
به یک فاصله اند. خیلی هم سخت نبود نه.
معمای دوم
در ساعت ۶ ساعت دیواری ۶ ضربه زد. من با ساعت خودم امتحان کردم و دیدم که از
اولین تا ششمین ضربه ، درست ۳۰ ثانیه طول می کشد. حالا اگر برای ۶ ضربه ، ۶
ثانیه وقت لازم باشد، برای ۱۲ ضربه ای که ساعت در ظهر یا نیمه شب می زند چقدر
وقت لازم است؟
جواب: برای ۶ ضربه،۳۰ ثانیه وقت لازم است. برای ۱۲ ضربه باید ۶۰ ثانیه وقت صرف کنیم.
این جوابی است که اغلب به این پرسش میدهند که البته نادرست است. وقتی ساعت ۶
ضربه میزند، بین این ضربه ها ۵ فاصله قرار دارد. یعنی هر فاصله۶= ۵/۳۰ ثانیه است، از طرف
دیگر بین ضربه اول و دوازدهم، ۱۱ فاصله وجود دارد بنابراین برای ۱۱ فاصله ۶*۱۱ یعنی ۶۶ ثانیه
باید صبر کرد.
پایت را که از زمین بر گیری اسمان راه های بی کرانش را نشانت خواهد داد . تو را
در بر خواهد گرفت و چونان امانتی لطیف بالا خواهد برد. ان وحشت گنگ و بدوی از
ارتفاع ، صفیر گلوله هایی که با خود طنین مرگ دارند ، دیگر نخواهدت ترساند . در
نگاهت اسمان و زمین به هم می پیوندند تا افق شوند ، جایی برای در امدن و
لاجرم غروب کردن و اگر غروب اینگونه خونین نباشد ، چگونه افتاب هر صبح ، طلوعی
تازه خواهد داشت؟
عباس بابایی اخرین پروازش را عید قربان انجام داد. همسرش همان وقت در مکه
منتظر امدنش بود. فرصت کمی مانده بود و مرد که از چند شب پیش تقریبا نخوابیده
بود ، کارهای زیادی داشت که باید انجام می داد.
حقیقت همسایه دیوار به دیوار مرگ بود و مرد حقیقت را یافته بود.
لحظه دیدار دوستان را تمدید کرد
مرگ تاریکی نیست . رمز تاریکی مرگ لحظه ان مژه بر هم زدن و چشم گشودن
به جهان دگر است. مرگ اغاز دگر زیستن است.
دهخدا و دوره متوسطه را در دبیرستان نظام وفای قزوین گذراند.
در سال ۱۳۴۸ در حالیکه در رشته پزشکی پذیرفته شده بود،داوطلب تحصیل دردانشکده
خلبانی نیروی هوایی شد. پس از گذراندن دوره اموزشی مقدماتی خلبانی، جهت
تکمیل دوره، به کشور امریکا اعزام گردید. در این مدت،دوره اموزشی خلبانی هواپیمای
شکاری را با موفقیت به پایان رساند و پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۵۱، با درجه
ستوان دومی درپایگاه هوایی دزفول مشغول به خدمت شد.
همزمان با ورود هواپیماهای پیشرفته f_14 به نیروی هوایی،شهید بابایی در دهم ابان ـ
ماه ۱۳۵۵،برای پرواز با این هواپیما انتخاب شد و به پایگاه هوایی اصفهان انتقال یافت.
پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ، وی گذشته از انجام وظایف روزانه،به عنوان
سرپرست انجمن اسلامی پایگاه هوایی اصفهان به پاسداری از دستاوردهای انقلاب
پرداخت. شهید بابایی در هفتم مردادماه ۱۳۶۰ از درجه سروانی به سرهنگ دومی ارتقا
پیدا کرد و به فرماندهی پایگاه هشتم اصفهان برگزیده شد. وی در نهم اذر ماه ۱۳۶۲،
ضمن ترفیع به درجه سرهنگ تمامی ، به سمت معاونت عملیات فرماندهی نیروی هوایی
منصوب گردید و به ستاد فرماندهی در تهران عزیمت کرد.
سرانجام در تاریخ هشتم اردیبهشت ماه ۱۳۶۶ به درجه سرتیپی مفتخر شد و در پانزدهم
مردادماه همان سال ، در حالیکه به درخواست ها و خواهش های پی در پی دوستان و
نزدیکانش مبنی بر شرکت در مراسم حج ان سال پاسخ رد داده بود، برابر با روز عید قربان
در حین عملیات برون مرزی به شهادت رسید.
شهید سر لشگر خلبان ، عباس بابایی در هنگام شهادت ۳۷ سال داشت. از او یک فرزند
دختر به نام سلما و دو فرزند پسر به نامهای حسین و محمد به یادگار مانده است.
خداوند رحمت فرماید شهید سعید ما را. ( امام خمینی(ره))![]()
داشته باشد که دختری ناخن پای خود را برای او عریان سازد،دخترم
تن تو تنها باید از ان کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده باشد.
چارلی چاپلین![]()
هر بی سر و پا لایق اسرار خدا نیست
کلمه زهد از سه حرف ترکیب شده است. ز:زاد المعاد ( توشه اخرت)،
ه:هدایت در دین،د: دوام در بندگی خدا.
