تبليغاتX

کتاب
 

شهادت حضرت جواد الائمه(ع) را به همه شيعيان تسليت عرض ميكنم.

دل پاره پاره از زهر ، نه طبيب و نه دوايي

به كجا رود غريبي كه ندارد اشنايي

به جوانيش بگريم، به غريبيش بنالم

كه نبوده در برش جز زن شوم بي وفايي

 

نوشته شده توسط Z در چهارشنبه 29 آذر1385 ساعت 10:17 | لینک ثابت |
با چرخ ستيزه كار مستيز و برو

با گردش دهر در مياويز و برو

يك كاسه زهر است كه مرگش خوانند

خوش دركش و جرعه بر جهان ريز و برو

 

نوشته شده توسط Z در یکشنبه 26 آذر1385 ساعت 6:6 | لینک ثابت |
سلام دوستان

يه سوال دارم . اگه منو راهنمايي كنيد ممنون ميشم.

واژه Xp مخفف چيست و علت نامگذاري ان چيست؟

نوشته شده توسط Z در سه شنبه 21 آذر1385 ساعت 11:22 | لینک ثابت |

 

منصور عباسی به امام صادق (ع) پیغام فرستاد که : چرا شما مانند دیگران به دربار ما

 رفت و امد نمی کنید ؟ حضرت جواب داد : نه ما دنیایی داریم که به خاطر ان از تو بترسیم

( که ان را از ما بگیری ) ، نه تو اخرتی داری که به خاطر ان امید ( استفاده معنوی ) از تو

 داشته باشیم ، و نه در نعمتی هستی که تبریک بگوییم ، و نه انچه را داری بلا می دانی که

 به تو تسلیت گوییم . پس برای چه به دربار تو اییم ؟!                                    

 

 باز منصور پیغام فرستاد که : برای ارشاد و نصیحت ما بیایید . حضرت فرمود : ان که دنیا خواهد تو را نصیحت نکند ( چون فایده ای برای دنیایش ندارد ) و ان که اخرت خواهد با تو ننشیند ( زیرا از یاد خدا غافل گردد).

 

بر گرفته از کتاب گلستان حکمت

 

 

نوشته شده توسط Z در یکشنبه 19 آذر1385 ساعت 9:13 | لینک ثابت |
سلام دوستان

ولادت امام رضا (ع) رو با کمی تاخیر تبریک میگم.

با نام رضا به سینه ها گل بزنید

با اشک به بارگاه او پل بزنید

فرمود که هر وقت گرفتار شدید

بر دامن ما دست توسل بزنید

 

نوشته شده توسط Z در سه شنبه 14 آذر1385 ساعت 6:16 | لینک ثابت |
عمري كه اجل در پي ان مي تازد

هر كس غم بيهوده خورد مي بازد

 

نوشته شده توسط Z در دوشنبه 6 آذر1385 ساعت 23:41 | لینک ثابت |

حکايت آن درخت

 

در ميان بني اسرائيل عابدي بود. وي را گفتند:« فلان جا درختي است و قومي آن را مي پرستند» عابد خشمگين شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابليس به صورت پيري ظاهر الصلاح، بر مسير او مجسم شد، و گفت:« اي عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت:« نه، بريدن درخت اولويت دارد» مشاجره بالا گرفت و درگير شدند.

 

عابد بر ابليس غالب آمد و وي را بر زمين کوفت و بر سينه اش نشست. ابليس در اين ميان گفت:«دست بدار تا سخني بگويم، تو که پيامبر نيستي و خدا بر اين کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دينار زير بالش تو نهم؛ با يکي معاش کن و ديگري را انفاق نما و اين بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است»؛ عابد با خود گفت :« راست مي گويد، يکي از آن به صدقه دهم و آن ديگر هم به معاش صرف کنم» و برگشت.

 

بامداد ديگر روز، دو دينار ديد و بر گرفت. روز دوم دو دينار ديد و برگرفت. روز سوم هيچ نبود. خشمگين شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابليس پيش آمد و گفت:«کجا؟» عابد گفت:«تا آن درخت برکنم»؛ گفت«دروغ است، به خدا هرگز نتواني کند» در جنگ آمدند. ابليس عابد را بيفکند چون گنجشکي در دست! عابد گفت: « دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پيروز آمدم و اينک، در چنگ تو حقير شدم؟»

 

ابليس گفت:« آن وقت تو براي خدا خشمگين بودي و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار براي خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولي اين بار براي دنيا و دينار خشمگين شدي، پس مغلوب من گشتي»

 

منبع:کيمياي سعادت، ص 757

بر گرفته از وبلاگ: www.basiran.blogfa.com

نوشته شده توسط Z در یکشنبه 5 آذر1385 ساعت 12:3 | لینک ثابت |

با سلام به دوستان اینم آلبوم برکت از محمد اصفهانی آماده دانلود با کیفیت ۱۲۸

ماه نو

ستاره غریب

هوای تو

طلب

درد گنگ

با تو

پرنده

بر آتش

مرو ای دوست

شب تار

مناجات

نوشته شده توسط Z در جمعه 3 آذر1385 ساعت 23:52 | لینک ثابت |

نام کتاب : نماز اول وقت

مولف : محمد حسین رجائی خراسانی

شرح : این کتاب شامل داستان های کوتاهی درباره نماز اول وقت است.

نوشته شده توسط Z در پنجشنبه 2 آذر1385 ساعت 23:43 | لینک ثابت |
تا چه حد با کتاب و کتابخوانی مانوس هستید؟

من اسم این وبلاگو گذاشتم" کتاب" تا به معرفی کتب سودمند بپردازم.

هر چند به چیزهای دیگه هم پرداختم (شعر و داستان و ...) ولی هدف اصلی از

ایجاد این وبلاگ معرفی کتابه. شما هم اگه کتاب جالب و مفیدی سراغ دارید به

من معرفی کنید لطفا.

نوشته شده توسط Z در چهارشنبه 1 آذر1385 ساعت 15:23 | لینک ثابت |