حضرت امير المؤمنين(ع) فرمودند: ستايش نشده خدا با چيزي كه بهتر از عقل باشد و عقل انساني تمام نمي گردد، مگر اينكه داراي چند خصلت باشد:
1- مردم از كفر و شر او در امان باشند.
2- مردم به رشد و خير او اميدوار باشند.
3- زيادي مالش را در راه خدا خرج كند.
4- از حرف زدن زياد خودداري كند.
5- از مال دنيا به گذراندن زندگي خود قناعت كند.
6- تمام عمر خويش را در راه تحصيل علم صرف كند.
7- در رفتارش رضاي خدايش را بطلبد، نه رضاي مردم را. اگر چه در طلب رضاي خدا در نظر مردم خوار گردد.
8- با تواضع و فروتن باشد.
9- احسان مردم را نسبت به خودش زيادتر بشمارد و خدمت خودش به مردم را كمتر حساب كند.
10- مردم را در نظرش از خودش بهتر بداند.
برگرفته شده از كتاب تحفة المؤمنين ( مشتمل بر يكصد و ده روايت و حكايت )
مؤلف: محمّد حسين راحت حق
ولادت حضرت زينب(س) و روز پرستار رو به همه شيعيان بخصوص پرستاران عزيز و زحمتكش تبريك عرض ميكنم. ![]()
چه جمعه ها كه يك به يك غروب شد نيامدي![]()
چه بغض ها كه در گلو رسوب شد نيامدي![]()
خليل آتشين سخن ، تبر به دوش بت شكن![]()
خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي![]()
براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم، نه![]()
ولي براي عده اي چه خوب شد نيامدي![]()
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام![]()
دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نيامدي![]()
اللّهُم عَجّل لِوَليكَ الفَرَج
از ابوذز غفاري پرسيدند چگونه اي؟ گفت: خير است، اگر از دوزخ ايمن باشم.
از اويس قرني پرسيدند چگونه اي؟ گفت: چگونه باشد حال كسي كه بامداد، نداند كه شبانگاه زنده خواهد ماند يا نه؟
از حكيمي پرسيدند چگونه اي؟ گفت: چگونه باشد كسي كه هر روز يك منزل به مرگ نزديكتر ميشود.
برگرفته از كتاب تحفة المؤمنين ( مشتمل بر يكصد و ده روايت و حكايت )
مؤلّف: محمّد حسين راحت حق
يك نوع خورشت راوي: ستوان محمد علي رجبي
شبي از شبهاي ماه مبارك رمضان، سرهنگ بابايي، همراه با خانواده در منزل ما بودند. هنگام افطار در سفره، خرما، الويه و خورشت قيمه بود. ايشان به بنده اعتراض كردند و گفتند:
- آقاي رحيمي! شما كه الويه درست كرده ايد ديگر چه نيازي به خورشت بود؟
انگاه با ذكر حديثي تذكّر دادند كه يك نوع خورشت بيشتر سر سفره نباشد.
برگرفته از کتاب پرواز تا بینهایت ![]()

امام حسن(ع)كنيزي داشتند. روزي دسته گلي را آورده و تقديم حضور مبارك ايشان نمود. حضرت مجتبي(ع) فرمودند: تو در راه خدا آزادي. انس بن مالك ميگويد: من در اين رابطه با امام مجتبي(ع) گفتگو كردم كه چگونه به خاطر يك دسته گلي كه به شما تعارف كرد او را آزاد كرديد؟ امام فرمود:خداوند ما را اينگونه ادب كرده است آن جا كه فرموده است( وَ اِذاحُيّيْتُمْ بِتَحيّةٍ فَحَيّوا بِاَحْسَنَ مِنْهااَوْ رُدّوها): و چون شما را به تحيتي بنوازند، با تحيتي بهتر از آن، يا همانند آن، پاسخ دهيد.( نساء/86) و بهتر و نيكوتر از تعارف و دسته گل او، آزاد كردن او بود. از اين روي او را آزاد كردم.
برگرفته از كتاب ترنم وحي نوشته زهرا حسيني![]()
12 ارديبهشت سالروز شهادت مرتضي مطهري و روز معلم گرامي باد.
مَنْ عَلّمَني حرفاً فَقَد صَيّرَني عبداً. حضرت علي (ع)
هر كس يك كلمه به من بياموزد مرا بنده خود كرده است.
آموزش تشنگي
كه گر يك حرف را دادي به من ياد درود و مرحمت عمري تو را باد
تمام عمر، من زار تو باشم چنان يك برده در كار تو باشم
معلم روشني بخش روان هاست معلم روح بخش جسم و جان هاست
به من آموخت راهم را چگونه بپيمايم چو راهي دانه گونه
كه هر چه بيشتر از علم دانم همان ميزان بدان تشنه بمانم
هر آنچه از عمل بالاترم بود همان مقدار پايين تر سرم بود
چگونه قدر بتوان داد او را چه نامي ميشود بنهاد او را
كه جاي وصف او در دفترم نيست الها كاغذي مثل دلم نيست
به دست او سرم را رام كردي به مهر او دلم آرام كردي
هميشه كردگارا در همه حال به لطف ايزديت او را نگهدار
شعر از اعظم كاظميان
از همه معلمانم تشكر ميكنم از اول دبستان تا همين الآن و براي همشون ارزوي سلامتي و موفقيت ميكنم.![]()
![]()
![]()
به دنبال ما مي دويد و از ما پوزش مي خواست راوي: پرويز سعيدي
يك روز كه در كلاس هشتم درس مي خوانديم، هنگام عبور از محله چگيني كه از توابع شهرستان قزوين است، يكي از نوجوانان انجا بي جهت به ما ناسزا گفت و اين باعث شد تا با او گلاويز شويم. ما با عباس سه نفر بوديم و در برابرمان يك نفر. عباس پيش امد و بر خلاف انتظار ما، كه توقع داشتيم او به ياريمان بيايد، سعي كرد تا ما را از يكديگر جدا كند و به درگيري پايان دهد. وقتي تلاش خود را بي نتيجه ديد، ناگهان قيافه اي بسيار جدي گرفت و در جانبداري از طرف مقابل، با ما درگير شد. من و دوستم كه از حركت عباس به خشم امده بوديم، به درگيري خاتمه داديم و به نشانه اعتراض، از او قهر كرديم. سپس بي انكه به او اعتنا كنيم، راهمان را در پيش گرفتيم، امّا او در طول راه به دنبال ما مي دويد و فرياد ميزد: مرا ببخشيد؛ آخر شما دو نفر بوديد و اين انصاف نبود كه يك نفر را كتك بزنيد.
برگرفته از كتاب پرواز تا بي نهايت( حكايت هاي كوتاه از رادمردي بزرگ)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
'GODISNOWHERE'
This can be read as: 'GOD IS NOW HERE' or as:
'GOD IS NO WHERE'.Everything in life depends on
how you look at them! Always think POSITIVE!
جمله با رنگ ابي ميتونه دو جور خونده بشه :
1- خدا الآن اينجاست.
2- خدا هيچ جا نيست.
هر چيزي در زندگي بستگي به اين داره كه چطوري نگاهش كنيد.
هميشه مثبت بيانديشيد.![]()
![]()
![]()
دوستان عزيز توجه كنيد:
لينك بعضي از دوستان رو تو پيوندهاي روزانه گذاشته بودم ( مثل اينكه تعداد اين پيوندها محدوده) براي همين لينك بعضي از دوستان از بين رفته مثل وبلاگهاي حيات خلوت، دوستي ها ، ۱۴ نور و بقيه كه يادم نمياد. ازتون خواهشمندم اگه اومديد و ديديد لينكتون تو پيوندها نيست، ادرس وبتون رو برام بنويسيد تا دوباره لينكتون كنم.
ممنون ميشم.
برگرفته از كتاب زيباي ترنم وحي نوشته زهرا حسيني

