شهادت سرلشكر خلبان عباس بابايي
تولد: سال 1329 در شهرستان قزوين
تاريخ شهادت: 15 مرداد ماه سال 1366 (مصادف با عيد قربان)
شهيد بابايي، علي رغم درخواستها و دعوتهاي هر ساله اطرافيان، در هيچ سالي به حج نرفت. از نزديكان او نقل است كه وي چند روز قبل از شهادت، در پاسخ به پافشاريهاي بيش از حد دوستانش گفته بود: " تا عيد قربان خودم را به شما مي رسانم." و شگفت اينكه شهادت او برابر با روز عيد قربان بود.
او ديگر دعا نخواند راوي: ستوان موسي صادقي
حدود سالهاي 61 و 62، زماني كه شهيد بابايي فرمانده پايگاه اصفهان بود، يكي از پرسنل نقل كرد:
در شب جمعه اي به طور اتفاقي به مسجد حسين آباد اصفهان رفتم. در تاريكي متوجه شدم صدايي كه از بلندگو به گوش مي آيد خيلي آشناست. پس از پايان دعا كه چراغها روشن شد، ديدم كه حدسم درست بوده. كسي كه دعاي كميل مي خوانده است سرهنگ بابايي است.
خوشحال شدم و جلو رفتم. سلام كردم و گفتم:
- جناب سرهنگ! قبول باشد ان شاء الله.
اطرافيان با شنيدن كلمه "سرهنگ"، به شهيد بابايي نگاه كردند. بعد از احوالپرسي كه با هم كرديم، از چهره او دريافتم كه ناراحت است. وقتي علت را جويا شدم، پاسخ دادند:
- كاش واژه سرهنگ را نمي گفتي.
فهميدم كه تا آن لحظه كسي از اهالي آن منطقه شهيد بابايي را نمي شناخته و ايشان هر شب جمعه به عنوان شخص عادي به آن مسجد مي رفته و دعاي كميل مي خوانده است. پس از اين ماجرا او ديگر در آن مسجد دعاي كميل نخواند؛ زيرا هميشه دوست مي داشت تا ناشناس بماند.
اين مطالب رو از كتاب پرواز تا بينهايت نوشتم كه قبلاً هم خدمتتون معرفي كردم.
اگه هنوز اين كتاب رو نخونديد توصيه ميكنم حتماً بخونيد.
شهادت اين بزرگوار را گرامي ميداريم.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد. ![]()
سايت راسخون در ويژه نامه شهادت اين بزرگوار مطالب بيشتري در اختيارتون قرار ميده.
http://www.rasekhoon.net/Article/Show-35235.aspx

انتخاب کتاب با انتخاب دوست فرقی ندارد، همانگونه که باید برای معاشرت دوستان خوب انتخاب کرد، برای مطالعه نیز باید کتابهای خوب را برگزید. ما همانطور که مسئول کارهای خود می باشیم مسئول مطالعه خویش هستیم. باید کتابی مطالعه کنیم که فکر ما را روشن و عقل ما را قوی کند نه کتابی که وقت ما را تلف نماید. (از کتاب کشکول طبسی)