سوال - دعوت - اجابت
« ماذا وَجَدَ مَن فَقَدَک وَ مَاالَّذی فَقَدَ مَن وَجَدَک »
بارالها چه چیز دارد آنکه تورا ازدست داده است وچه چیز را ازدست داده آنکه تورا دارد ؟
دلا همــواره تسلیـــم خــدا بـــاش به هرحـــالی که بــاشی باخـــدا بـــاش
خـدا را دان خـدا را خوان به هرکار مدان تو یـــاوران را بــــــه از او یـــار
چــــو حــق بخشــد کلاه سربلنـــدی تو دل بر دیـــگری بـــــهر چـــه بنــــدی
دعا و دعوت به معنای اینست که دعاکننده نظر دعا شده را به سوی خود جلب کند.
سوال به معنای جلب فایده و یا زیادتر کردن آن از ناحیه مسئول است تا بعداز توجیه نظر او حاجتش برآورده شود پس سوال به منزله ی نتیجه و هدف است برای دعا. (مثل اینکه از دور یا نزدیک شخصی را که دارد می رود صدا می زنی و می خوانی، تا روی خود را برمی گرداند، آن وقت چیزی از او می پرسی تا به این وسیله حاجتت برآورده شود.)
اَجابَ و اِستَجابَ : ریشه ی این دو واژه « ج و ب » می باشد و معنای هر دو آنها بریدن و قطع کردن است. از آن جهت که پاسخ دهنده به سوال، سخن پرسش کننده را قطع می کند، به آن جواب می گویند.
از ریشه ی (د ع و) 70 مشتق در قرآن وجود دارد که 212 مرتبه ذکر شده (163 مورد مکی– 49 مورد مدنی )
از ریشه ی ( س أ ل ) 55 مشتق آمده که 129 بار ذکر شده ( 84 مورد مکی – 45 مورد مدنی )
و از ریشه ی ( ج و ب ) 23 مشتق آمده که 43 بار ذکر شده ( 33 مورد مکی – 10 مورد مدنی )
قرآن درباره ی دعا سفارشاتی دارد . ازآن جمله :
1_ دعا و درخواست باید خالصانه باشد ( فَادعوا اللهَ مُخلِصینَ لَهُ الدّین )
2_ با ترس و امید همراه باشد ( وَادعوهُ خَوفاً وَ طَمَعاً )
3_ با عشق و رغبت و ترس توام باشد ( یَدعونَنا رَغَباً و رَهَباً )
4_ با تضرع و در پنهانی صورت بگیرد ( اُدعوا رَبَّکُم تَضَرُّعاً وَ خُفیَةً )
5_ با ندا و خواندنی مخفی همراه باشد ( اِذ نادی رَبَّهُ نِداءً خَفِیّاً )
و اما چند نکته در رابطه با آیه ی 186 سوره ی بقره که می فرماید:
« وَ اِذا سَئَلَکَ عِبادی عَنّی فَاِنّی قَریبٌ اُجیبُ دَعوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ فَلیَستَجیبوا لی وَلیُؤمِنوا بی لَعَلَّهُم یَرشُدون »
در این آیه با همه ی اختصارش، هفت مرتبه ضمیر متکلم وحده (من) تکرار شده و آیه ای به چنین اسلوب در قرآن منحصر به همین آیه است.
1_ اساس گفتار را بر متکلم وحده (من چنین وچنانم) قرارداده، نه غایب (خدا چنین است و چنان است).
2 _ تعبیر فرموده به « عِبادی » (بندگانم) و نفرموده « ناس » (مردم) یاتعبیر دیگر.
3 _ واسطه نیاورده (نفرموده در پاسخشان بگو) بلکه فرموده چون بندگانم از تو سراغ مرا می گیرند، من نزدیکم.
4 _ جمله ی (من نزدیکم) را با حرف « اِنَّ » که تاکید را می رساند، مؤکد کرده « فَاِنّی قَریبٌ » بدرستیکه من نزدیکم.
5 _ نزدیکی را با صفت بیان کرده و فرموده (نزدیکم) نه با فعل (من نزدیک می شوم) تا ثبوت و دوام نزدیکی را برساند.
6 _ در افاده اینکه دعا را مستجاب می کند تعبیر به مضارع آورده نه ماضی تا تجدد اجابت و استمرار آنرا برساند.
7 _ وعده ی اجابت یعنی عبارت (اجابت می کنم دعای دعاکننده را) مقیدکرده به قید « اِذا دَعان » (در صورتیکه مرا بخواند) با اینکه این قید چیزی جز خود مقید نیست. چون مقید خواندن خدا است و قید هم همان خواندن خدا است و این دلالت دارد بر اینکه دعوت داعی بدون هیچ قید و شرطی مستجاب است نظیر آیه ی: « اُدعونی اَستَجِب لَکُم »
تفسیر المیزان
دست حاجت چه بری پیش خداوندی بر که کریم است و رحیم است و غفور است و ودود
از ثـری تــا بـه ثـریــا بــه عبــودیــت او همـه در ذکــر منـاجـات و قیــامنــد و قعــود
کـرمش نـامتنـاهی نعمـش بـی پـایـان هیـچ خـواهـنـده از این در نرود بـی مقصــود
انتخاب کتاب با انتخاب دوست فرقی ندارد، همانگونه که باید برای معاشرت دوستان خوب انتخاب کرد، برای مطالعه نیز باید کتابهای خوب را برگزید. ما همانطور که مسئول کارهای خود می باشیم مسئول مطالعه خویش هستیم. باید کتابی مطالعه کنیم که فکر ما را روشن و عقل ما را قوی کند نه کتابی که وقت ما را تلف نماید. (از کتاب کشکول طبسی)