وسواس خنّاس
ازامام صادق(ع) درکتاب مجالس روایت شده که فرمودند : وقتی آیه ی :
« وَالَّذینَ اِذا فـَعـَلوُا فاحـِشـَة ً ... » (آل عمران – 135)
نازل شد ، ابلیس بربالای یکی ازکوههای مکه ، که نامش ثور بود ، رفت وبابلندترین فریاد ، عفریتها( شاگردان ) خودرا صداکرد . همه دورش جمع شدند وگفتند برای چه مارا خوانده ای ای بزرگ ما ؟! ابلیس گفت این آیه نازل شده است . خواستم ببینم کدام یک ازشما حریف خنثی کردن آن هستید . هرکدام ازعفریتها برخاستند ، ادعایی کردند و پیشنهادی دادند . ابلیس گفت نه شما حریف آن نیستید . تا آنکه یک نفر بنام « وسواس خناس » برخاست وگفت من حریف آنم . پرسید ازچه راه ؟ گفت : من به فرزندان آدم وعده می دهم وتشنه گناهان می کنم تا مرتکب گناه شوند وبعداز ارتکاب ، توبه واستغفار را ازیادشان می برم . ابلیس گفت : حقاً که توحریفی واو را مامور به خنثی کردن اثر این آیه کرد که تاروز قیامت به این کار بپردازد .
این روایت ازطرق اهل سنت هم نقل شده است .
تفسیر المیزان
انتخاب کتاب با انتخاب دوست فرقی ندارد، همانگونه که باید برای معاشرت دوستان خوب انتخاب کرد، برای مطالعه نیز باید کتابهای خوب را برگزید. ما همانطور که مسئول کارهای خود می باشیم مسئول مطالعه خویش هستیم. باید کتابی مطالعه کنیم که فکر ما را روشن و عقل ما را قوی کند نه کتابی که وقت ما را تلف نماید. (از کتاب کشکول طبسی)