سـخـتـيــهـــــا

 

« قـُل مـَن یـُنـَجـّیـکـُم مـِن ظـُلـُماتِ البـَرِّ وَالبـَحرِ تـَدعونـَهُ تـَضـَرُّعاً وَ خـُفيـَةً لـَئـِن اَنجينا مـِن هذِهِ لـَنـَكونـنَّ مـِنَ الشـّاكـِرين »

( انعام – 63 )

گویا مراد از نجات دادن از ظلمات دریا وخشکی ، نجات دادن از شدایدی است که انسان درخلال مسافرتهای زمینی و دریاییش با آن روبرو می شود . ازقبیل سرمای شدید وگرمای طاقت فرسا و باران و برف وطوفان وبرخورد با راهزنان وامثال آن . ومعلوم است که این گرفتاریها اگر درتاریکی شب بیاید ، طاقت فرساتر خواهد بود . زیرا درتاریکی شب ودر ظلمتی که ابر وباد ایجاد می کند ، اضطراب آدمی وحیرت وبیچارگی او بیشتر می شود وکمتر می تواند راه چاره ای بدست آورد .

ازاین جهت دراین آیه مسئله نجات دادن را مقید به ظلمات کرده وگرنه اصل معنای آیه استفهام از این است که : چه کسی شما را درشداید دستگیری می کند ؟

چیزی که هست به ملاحظه اینکه شداید را عمومیت داده باشد ، آنرا به تری وخشکی عالم نسبت می دهد . وبرای اینکه سخت ترین شداید را یادآور شده باشد ، آنرا به تاریکیهای زمین و دریا نسبت می دهد .

زیرا همانطور که گفته شد ، تاریکی اثر مخصوصی در تشدید شداید دارد . آنگاه برای اختصار خود ، شداید را حذف کرده وبه ذکر ظلمات اکتفا نموده ونتیجه را معلق به آن کرده سپس فرموده « یـُنـَجـّیکـُم مـِن ظـُلـُماتِ البـَرِّ والبـَحرِ » .

بنابراین دیگر نباید پرسید چرا فقط گرفتاریهای درظلمات را اسم برده است ، بااینکه خدای تعالی نجات دهنده از جمیع گرفتاریها است ؟ چون همانگونه که گفتیم ، منظورش این بوده است که سخت ترین گرفتاریها را یادآور شود وگرفتاری درمسافرت زمینی ودریایی درنظر مردم ، سخت ترین ومعروف ترین گرفتاریها است .

« تـَضـَرُّعـاً وَ خـُفیـَةً » به طوریکه راغب درمفردات گفته ، تضرع به معنای اظهار ضراعت و درماندگی است به همین جهت درمقابل آن خفیه را بکار برده که معنای پوشیدگی است . بنابراین تضرع دردعا عبارتست از اظهار و علنی ساختن آن و خفیه درآن عبارتست از اخفا و نهان داشتن آن .

آری وقتی مصیبتی به انسان می رسد ، نخست درخفا وبطور مناجات ، نجات خود را ازخداوند می طلبد و آنگاه که دعای نهانی اثر نکرد ومصیبت رو به شدت گذاشت و آثار نومیدی وانقطاع از اسباب هم کم کم نمایان شد ، آن وقت است که دیگر ملاحظه اطرافیان خودرا نکرده وازاینکه مردم به ذلت ودرماندگیش پی می برند ، پروا ننموده و علناً گریه و زاری را سرمی دهد . پس کلمه تضرع و خفیه مطلب را ازجهتی دیگر نیز تعمیم می دهد وآن همان کوچکی و بزرگی مصیبت است . روی این حساب معنای آیه این است که : « خدای تعالی نجات دهنده از هرمصیبت وگرفتاری است چه زمینی وچه دریایی ، چه کوچک وچه بزرگ ».

« لـَئـِن اَنجـَینا مـِن هـذِهِ لـَنـَکونـَنَّ مـِنَ الشاکـِرین » این جمله هم اشاره است به اینکه انسان درچنین حالتی که خدای را برای رفع گرفتاریهای خود می خواند ، این وعده را هم می دهد که اگر نجاتش داده اورا شکرگزاری نموده ودیگر پیرامون کفران نعمتش نگردد .

تفسير الميزان

ملائکه محافظ آدمی


جهت وهدف ازگماشتن ملائکه « حـَفـَظـَة » برای آدمی تازمان مرگ

« وَهـُوَالقاهـِرُ فـَوقَ عـِبادِهِ وَیـُرسـِلُ عـَلـَیکـُم حـَفـَظـَةً حـَتّی اِذا جاءَ اَحـَدَکـُمُ المـَوتُ تـَوَفـَّتهُ رُسـُلـُنا وَهـُم لا یـُفـَرِّطون »

( انعام – 61 )

اینکه ارسال حفظه را مطلق ذکر نموده است وقیدی ، نه به ارسال زد ونه به حفظه وآنگاه آنرا محدود به فرارسیدن مرگ نمود ، خالی ازدلالت براین معنا نیست که ، آن حفظه کارشان حفظ آدمی است ازهمه بلیات ومصائب ، نه تنها بلای مخصوصی . وجهت احتیاج آدمی به این حفظه این است که نشاط دنیوی ، نشاط اصطکاک ومزاحمت وبرخورد است . هیچ موجودی دراین نشاط نیست مگر اینکه موجودات دیگری ازهرطرف مزاحم آن می شوند . آری اجزای این عالم همه و همه درصدد تکامل هستند وهرکدام دراین مقامند که سهم خودرا ازهستی بیشترکنند . وپرواضح است که هیچ کدام سهم بیشتری کسب نمی کنند مگراینکه به همان اندازه ازسهم دیگران می کاهند . به همین جهت موجودات جهان همواره درحال تنازع وغلبه بریکدیگرند .

یکی ازاین موجودات انسان است که تاآنجا که ما سراغ داریم ، ترکیب وجودیش ازلطیف ترین ودقیق ترین ترکیبات موجود درعالم صورت گرفته است ومعلوم است که رقیبها و دشمنان چنین موجودی ازرقبای هرموجود دیگری بیشتر خواهدبود ولذا به طوری که ازروایات نیز برمی آید ، خدای تعالی ازفرشتگان خود کسانی را مامور کرده تا اورا ازگزند حوادث ودستبرد بلاها ومصائب حفظ کنند وحفظ هم می کنند وازهلاکت نگهش می دارند تا اجلش فرارسد . درآن لحظه ای که مرگش فرامی رسد دست از اوبرداشته وبدست بلاها وگرفتاریها می سپارندش تاهلاک شود . واگر درآیه « وَاِنَّ عـَلـَیکـُم لـَحافـِظین کـِراماً کاتـِبین یـَعلـَمونَ ما تـَفعـَلون » کار حفظه را منحصر درنوشتن نامه اعمال دانسته است ، دلیل براین نمی شود که درآیه مورد بحث نیز مراد ازحفظه همان نویسندگان مذکور باشند ، گرچه بعضی ازمفسرین خواسته اند که با آیات فوق آیه مورد بحث نیز تفسیر نموده وبگویند : مرادازحفظه درآیه مورد بحث ودرآیات مذکور یکی است . اگرچه این سخن خیلی هم بعید نیست ، لیکن اینکه درآخر فرمود : « حـَتـّی اِذا جاءَ اَحـَدَکـُمُ المـَوت » ، معنای اول را به بیانی که گذشت ، تایید می کند .

تفسیر المیزان