جهات حمله شیطان
محاصره انسان توسط شیطان ازچهار طرف
جمله « ثـُمَّ لـَا تـِیـَنـَّهـُم مـِن بـَین ِ اَیدیهـِم وَمـِن خـَلفـِهـِم وَعـَن اَیمانـِهـِم وَعـَن شـَمائـِلـِهـِم » بیان نقشه وکارهای اوست . می گوید : ناگهان بندگان تورا ازچهار طرف محاصره می کنم تااز راهت بدربرم وچون راه خدا امری است معنوی ، ناگزیر مقصود ازجهات چهارگانه نیز جهات معنوی خواهد بود نه جهات حسی .
ازآیه : « یـَعـِدُهـُم وَ یـُمـَنـّیهـِم وَما یـَعـِدُهـُمُ الشـَّیطانُ الّا غـُروراً » وآیه « اّنـَّما ذلـِکـُمُ الشـَّیطانُ یـُخـَوِّفُ اَولـِیاء » وآیه « وَلاتـَتَّبـِعوا خـُطـُواتِ الشـَّیطان » وآیه « الشَّیطانُ یـَعـِدُکُمُ الفـَقرَ وَ یـَامـُرُکـُم بـِالفـَحشاءِ » نیز می توان دراین باره چیزهایی فهمید وازآن استفاده کرد که مقصود از :
« مـِن بـَینَ اَیدیهـِم » ( جلوی رویشان ) ، حوادثی است که درزندگی برای آدمی پیش می آید . حوادثی که خوشایند ومطابق آمال و آرزوهای او یا ناگوار ومایه کدورت عیش او است . چون ابلیس درهردو حال کار خودرا می کند .
مراداز « خـَلف » ( پشت سر ) اولادو اعقاب او است چون انسان نسبت به آینده اولادش نیز آمال وآرزوها دارد . ودرباره آنها از پاره ای مکاره می اندیشد . آری انسان بقا وسعادت اولاد را بقا وسعادت خود می داند . ازخوشبختی آنان خوشنود واز ناراحتی شان مکدر و متالم می شود . انسان هرچه ازحلال و حرام دارد همه را برای اولاد خود می خواهد وتا بتواند آتیه آنها را تامین نموده وچه بسا خودرا دراین راه به هلاکت می اندازد .
ومقصود از سمت راست که سمت مبارک و نیرومند آدمی است ، سعادت ودین اواست . وآمدن شیطان ازدست راست به معنای این است که آدمی را ازراه دینداری بیدین می کند واورا دربعضی از امور دینی وادار به افراط نموده ، به چیزهایی که خداوند ازآدمی نخواسته ، تکلیف می کند . واین همان ضلالتی است که خداوند آنرا « اتباع خطوات شیطان » نام نهاده است .
ومنظور ازسمت چپ ، بی دینی می باشد به این معنا که فحشا ومنکرات رادرنظر آدمی جلوه داده وی را به ارتکاب معاصی و آلودگی به گناهان و پیروی هوای نفس و شهوات وادار می سازد .
اما همانگونه که قبلا در یکی ازپستها بنام ( چهارجهت فرعی ودو جهت اصلی ) گفتیم ، شیطان گفته است ازاین چهارجهت حمله می کند اما بیچاره از دو جهت اصلی غافل بوده است : یکی جهت پایین ( سجده بندگان ) ودیگری جهت بالا ( دعا و راز و نیاز بندگان با خدا )
تفسیرالمیزان – ( اعراف - 17 )
انتخاب کتاب با انتخاب دوست فرقی ندارد، همانگونه که باید برای معاشرت دوستان خوب انتخاب کرد، برای مطالعه نیز باید کتابهای خوب را برگزید. ما همانطور که مسئول کارهای خود می باشیم مسئول مطالعه خویش هستیم. باید کتابی مطالعه کنیم که فکر ما را روشن و عقل ما را قوی کند نه کتابی که وقت ما را تلف نماید. (از کتاب کشکول طبسی)