هر روز با قرآن در ماه مبارک رمضان

سلام بر دوستان عزیز

طاعات و عباداتتون قبول!

شاید یه کم دیر به فکرم افتاد ولی اشکال نداره.

تصمیم گرفتم از همین امروز تا پایان ماه مبارک، هر روز تفسیر یه آیه از سوره بلد رو بذارم. میخوام پست ها حتی الامکان کوتاه باشه تا هر کی از وبلاگ دیدن کرد بخونه.

در این پست به معرفی سوره می پردازیم و در پست بعد به ساختار کلی سوره. از پست سوم تفسیر آیات رو شروع می کنیم.

ناگفته نمونه که این مطالب رو از مجموعه کتاب های "هر روز با قرآن" می نویسم. اینجا می تونید اطلاعات بیشتری درباره این مجموعه کسب کنید.

باید از دایی جان عزیز تشکر کنم که ایشون منو با این مجموعه آشنا کردن و جزء 30 این مجموعه رو به من هدیه دادن.

خب دیگه شروع می کنیم.


سوره بلد (عوامل سستی انسان در راه بندگی خدا)

معرفی سوره

سوره بلد در سال سوم بعثت و در شهر مکه بر پیامبر خدا (ص) نازل شده است. این سوره، سی و پنجمین سوره فرود آمده از آسمان وحی است. "بلد" به معنای سرزمین یا شهر است.

در فضیلت تلاوت این سوره در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم: "کسی که در نماز واجب سوره بلد را بخواند، در دنیا از صالحان شناخته خواهد شد و در آخرت از کسانی شناخته می شود که در درگاه خداوند، مقام و منزلتی دارد و از دوستان پیامبران و شهدا و صالحین خواهد بود."


ادامه دارد...

هر روز با ما همراه باشید


بـــاطـــن نــمـــــــاز

پيامبر اکرم(ص) فرمودند : کسيکه نمازش او را از فحشا و منکر باز ندارد جز دوري از خدا چيزي نصيب او نمي شود . ( و مسلم است که نماز غافل او را از فحشا باز نمي دارد )

همچنين فرمودند : چه بسيار نمازگزاراني که بهره ي ايشان از نماز جز زحمت و مشقت چيز ديگري نيست . (و منظور حضرت غير از غافل کسي ديگر نبوده است)

و نيز فرمودند : نيست براي بنده از نمازش مگر آنچه تعقل کرده است .

از ريشه (ص ل و ) در قرآن 37 مشتق وجود دارد که 98 مرتبه در 90 آيه ذکر شده است .

صلوة به معني توجه و انعطاف مي باشد . و گفته اند از خدا رحمت و از ملائکه استغفار و از مردم دعا است و اين سخن جامع تمامي معاني و در همه ي موارد جاري است . در فرهنگ راغب نيز به معني دعا و تبريک و تمجيد آمده است .

اما در کتاب راهي روشن در جهاني تاريک ترجمه ي اسرار الصلوة ملا محسن فيض کاشاني تأليف دکتر اسدالله ناصح اينگونه آمده است : حيات نماز بستگي به معاني باطنه اي دارد که شش مورد ذکر شده است :

1_ حضور قلب يعني قلب را فارغ کند از آنچه بدان مشغول است و تکلم مي کند .

2_ تفهم يعني فهميدن معني کلام که امريست غير از حضور قلب .( هنگامي که قلب متوجه لفظ و معني باشد )

3_ تعظيم

4_ هيبت خوفي است که منشأ آن تعظيم باشد . براي آنکه تا ترس از کسي نباشد مهابتي از او در دل پيدا نمي شود و ترس از مسائل کوچک مانند عقرب يا بدخلقي بنده و امثال آن مهابت ناميده نمي شود بلکه ترس از سلطان مقتدر مي باشد . پس هيبت ترسي است که اصل و منشأ آن اجلال وعظمت باشد .

5_ رجاء : چه بسيار ممکن است شخص سلطاني از سلاطين را بمناسبت مهابتي که از او در دل دارد يا از غضبش مي ترسد تعظيم کند ولي از او اميد احساني نداشته باشد .

6_ حياء : خلاصه اينکه تصور تعظيم و ترس و اميد بدون حيا ممکن است ، آنجا که گمان تقصير و ارتکاب گناهي نباشد .

و در قسمتي ديگر از اين کتاب آمده است : هر کس محشور مي شود بر آنچه مرده است و ميميرد بر آنچه برآن زندگي کرده است . و دراين مورد حال قلبش درنظر گرفته مي شود نه حال شخصش . و صورتها در آخرت از صفات قلوب ريخته مي شود و نجات پيدا نمي کند مگر کسيکه با قلب سالم بر خدا وارد شود .

« اِلّا مَن أتَي الّله بِقَلبٍ سَليم »

روش دانش اندوزی

کتابی که خدمتتان معرفی می شود، « روش دانش اندوزی ترجمه آداب المتعلمین » نام دارد . مولف خواجه نصیرالدین طوسی(ره) مترجم محسن احمدوند و دارای 62 صفحه می باشد که در آن روشها و دستوراتی در رابطه با فراگیری دانش آورده شده است .

نکاتی از این کتاب با ارزش تقدیم شما دوستان می شود :

مباحثه : مباحثه باید همراه با انصاف و آرامش و تامل باشد . فایده ی مباحثه از فایده ی تکرار به تنهایی بیشتر است زیرا در مباحثه علاوه بر تکرار،  تبادل اندیشه و تامل نیز هست . البته درصورتی که با انسان منصف که دارای طبعی بی آلایش است بحث کنی و مبادا با انسان یک دنده و کج سلیقه مناظره کنی چرا که طبیعت انسان دزدی چالاک است و اخلاق شایسته و ناشایست قابل سرایت است و هم جواری اثرگذار می باشد .

گفته شده زمان طلب علم از گهواره تا گور است و بهترین وقتها اول جوانی است و بهترین ساعات، وقت سحر و بین وقت نماز مغرب وعشا است . و سزاوار است تمام اوقاتش را پرکند ( یعنی در تمام اوقات به دنبال علم و یادگیری باشد )

و گفته اند « دانش آن است که از دهان بزرگان گرفته شود » چرا که آنان بهترین چیزهایی را که می شنوند به خاطر می سپارند و بهترین حرفهایی را که به خاطر دارند بیان می کنند .

نـــفــــــــاق

 

نفاق یعنی دوچهرگی . اینکه انسان جوری باشد و طور دیگری ارائه دهد .

این خصلت گرچه یک خصلت نبایستنی و مذموم است، در عین حال ناشی از کمال انسان است . یعنی از آنجا که انسان در میان حیوانات موجود تکامل یافته تر است، لذا قدرت بر تصنع و ظاهرسازی دارد. در میان حیوانات تا حدودی گربه، روباه و گرگ می توانند چنین کاری بکنند و به مقاصد خویش برسند . ولی هیچ حیوانی مانند انسان قدرت تصنع ندارد و برای این کار تعبیرات ادبی گوناگونی به کار می رود . دودوزه بازی , جوفروشی و گندم نمایی جملاتی است که همین معنا را می رساند و یا اینکه می گویند فلان کس با گرگ دنبه می خورد وباجوپان گریه می کند .

اما قبل ازاین موضوع نکاتی را درمورد جهل بیاوریم .

ادامه نوشته

ایـَــــــــام

 روز گمشده یا مفقود

دیروز توست که با افراطی که کرده ای ازدست تو رفته است .

روز کنون یا مشهود

 روزی که در آنی .

روز آینده یا مورود

 روزی که پیدا نیست از عمر تو محسوب شود یا نه .

روز وعده یا موعود

 آخرین روز تو از روزهای دنیاست آن را همیشه پیش چشم خود بدار.

روز پایدار یا ممدود

 آخرت تو است و آن روزی بی انتهاست . از این رو غایت اهتمام خود را بدان متوجه  کن . چراکه آن روزت یا بهشتی جاودان است یا عذابی همیشگی .

کشکول شیخ بهایی

یهود در زمان بعثت

با ســـــلـــام    مطلبي را که اينجا مي گذارم  در تفسيرالميزان خواندم در رابطه با آيات 93 – 89 سوره بقره که تقديم حضورتان مي کنم .

در تفسیر عیاشی از امام صادق(ع) روایت آورده که در تفسیر جمله ی( ولما جائهم کتاب من عندالله مصدق ...) (بقره- 89) فرمود : یهودیان در کتب خود خوانده بودند که محمد(ص) رسول خداست و محل هجرتش مابین دو کوه « عیر » و « اُحد » است . پس از بلاد خود کوچ کردند تا آن محل را پیدا کنند . لاجرم به کوهی رسیدند که آن را حداد می گفتند . باخود گفتند لابد این همان اُحد است چون حداد واُحد یکی است . پس پیرامون آن کوه متفرق شدند بعضی از آنها در تیماء (بین خیبر و مدینه) و بعض دیگر در فدک و بعضی در خیبر منزل گزیدند . این بود تا وقتی بعضی از یهودیان تیماء هوس کردند به دیدن بعضی از برادران خود بروند . در همین بین مردی اعرابی از قبیله « قیس » می گذشت شتران او را کرایه کردند . اوگفت : من شما را از بین عیر و اُحد می برم. گفتند پس هر وقت به آن محل رسیدیم به ما اطلاع بده . ان مرد اعرابی همچنان می رفت تا به وسط اراضی مدینه رسید . رو کرد به یهودیان و گفت این کوه عیر است و این هم کوه اُحد . پس یهودیان پیاده شدند و به او گفتند ما به آرزویمان رسیدیم و دیگر کاری به شترهای تو نداریم .تو هم می توانی هر کجا می خواهی بروی . ما در همین جا می مانیم .پس نامه ای به برادران خود در خیبر و فدک نوشتند که ما به آن نقطه مابین عیر واُحد رسیدیم شما هم نزد ما بیایید. یهودیان خیبر در پاسخ نوشتند : ما در اینجا خانه ساخته ایم و آب و ملک اموالی بدست آورده ایم نمی توانیم اینها را رها نموده نزدیک شما منزل کنیم ولی هروقت آن پیامبر موعود مبعوث شد , به شتاب نزد شما نزد شما خواهیم آمد .

این عده از یهودیان که درمدینه یعنی میان عیر واُحد منزل کردند , اموال بسیاری کسب کردند . « تُبَّع » از بسیاری مال آنان خبردار شد و به جنگ با آنان برخاست یهودیان متحصن شدند . تبع ایشان را محاصره کرد وآخر به ایشان امان داد . پس بر او درآمدند . تبع به ایشان گفت می خواهم در این سرزمین بمانم برای اینکه مرا خیلی معطل کردید . گفتند تو نمی توانی در اینجا بمانی برای اینکه اینجا محل هجرت پیغمبری است . نه جای تو است و نه جای احدی دیگر تا آن پیغمبر مبعوث شود . تبع گفت حال که چنین است من از خویشاوندان خودم کسانی را در اینجا می گذارم تا وقتی آن پیغمبر مبعوث شد , او را یاری کنند . یهودیان راضی شدند . تبع دو قبیله اوس وخزرج را که می شناخت در مدینه منزل داد و چون نفرات این دو قبیله بسیار شدند اموال یهودیان را می گرفتند . یهودیان علیه آنها خط نشان می کشیدند که اگر پیغمبر ما محمد(ص) ظهور کند , ما همگی شما را از دیار و اموال خود بیرون می کنیم و به این چپاولگریتان خاتمه می دهیم .

ولی وقتی خداوند متعال محمد(ص) رامبعوث کرد , اوس وخزرج که همان انصار باشند به وی ایمان آوردند ولی یهودیان ایمان نیاورده و به وی کفر ورزیدند (حسد بر آنان چيره گشت و استکبار و پلنگ دماغي جلوگيرشان شد از اينکه به وي ايمان بياورند) و این جریان همان است که خداوند درباره اش می فرماید ( وکانوا من قبل یستفتحون علی الذین کفروا ) (بقره – 89)

پروردگارا ! ما را از منتظران واقعي امام عصر(عج) قرار بده . «آمين يا رب العالمين»

جنسیت کودک

قبلا کتاب معجزات قرآن کریم نوشته هارون یحیی رو در این پست معرفی کردم و مطلبی از این کتاب رو با عنوان "آسمان بازگشت دهنده" براتون گذاشتم. الان  مطلب دیگری از این کتاب رو تحت عنوان "جنسیت کودک" انتخاب کردم و تقدیم میکنم.


جنسیت کودک

تا چند سال اخیر بشر فکر می کرد سلول های مادر، جنسیت کودک را تعیین می کنند، یا حداقل گمان می کرد جنسیت کودک توسط سلول های مرد و زن، هر دو، مشخص می شود. اما قرآن اطلاعات دیگری به ما می دهد. در قرآن آمده است که دختر یا پسر بودن فرزند را یک قطره از اسپرم مشخص می کند:

و اوست که دو نوع می آفریند؛ نر و ماده. از نطفه ای که فرو ریخته می شود.*

رشته رو به پیشرفت ژنتیک و زیست سلولی، درستی این آیه را از نظر علمی اثبات کرده است. اکنون می دانیم جنسیت کودک توسط سلول های اسپرم مرد انتخاب می شود و زن در این فرآیند نقشی ندارد.

مهم ترین عامل در تعیین جنسیت، کروموزوم ها هستند. دو کروموزوم از 46 کروموزومی که ساختار بدن انسان را می سازند، کروموزوم های جنسی نامیده می شوند. این دو کروموزوم، در مردان xy و در زنان xx نامیده می شوند، چون ظاهر کروموزوم ها شبیه حروف x و y انگلیسی است. کروموزوم x، ژن هایی را که مشخصات مؤنث دارند و کروموزوم y، ژن هایی را که مشخصات مذکر دارند، حمل می کند. اگر یک کروموزوم x از طرف زن با اسپرمی که کروموزوم x دارد ترکیب شود، کودک دختر خواهد بود. اگر همان کروموزوم با اسپرمی ترکیب شود که کروموزوم y دارد، کودک پسر می شود. یعنی پسر یا دختر بودن کودک، به نوع کروموزومی که از طرف مرد می آید و با سلول تخم زن ترکیب می شود، بستگی دارد.

هیچ یک از این مسائل تا زمان کشف ژن در قرن بیستم شناخته نشده بود. در واقع در بسیاری از فرهنگ ها گمان می کردند، مادر، پسر بودن یا دختر بودن فرزند را مشخص می کند. به همین دلیل زمانی که کودک دختر به دنیا می آمد، مادر را مقصر می دانستند. اما 14 قرن قبل، قرآن اخباری به ما می دهد که مخالف این نوع خرافات است.

--------------------------------------------

* وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَوَالْأُنثَىٰ. مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَىٰ. سوره نجم، آیات 45 و 46

 

برگرفته از کتاب معجزات قرآن کریم – هارون یحیی

مترجم: فاطمه شفیعی سروستانی

ناشر: هلال

حــذیـــفـــــه یــمـــــانــــی

کتابی که خدمتتان معرفی می شود « بلندترین داستان غدیر» به روایت حذیفه یمانی برای یک جوان ایرانی درمدائن ، نام دارد .این کتاب 110 صفحه دارد و نوشته ی محمد رضا انصاری می باشد .

آنچه دراین کتاب می خوانیم وقایع روزهای آخر حکومت حذیفه در مدائن است که با قتل عثمان و انتقال قدرت به صاحب غدیر یعنی امیرالمومنین(ع) برای اولین بار پس از رحلت پیامبر(ص) کسی می توانسته آزادانه حقایق را بازگوید و پرده از وقایع سرپوش گذاشته شده توسط سقیفه بردارد و علل انحراف مسیر خلافت از غدیر به سقیفه را برای مردم بیان کند .

مدائن

اما در بخشهای ابتدایی این کتاب شرایط زمانی و مکانی شهر مدائن ذکر شده است .

«مدائن» یا« تیسفون» در 32کیلومتری جنوب شرقی بغداد کنونی در ساحل راست رود دجله واقع است . شهری بزرگ و پرجمعیت و یکی از چند شهر معروف جهان بوده است و اکثریت مردم این شهر را ایرانیان تشکیل می دادند و از اسلام جز آنچه ازسقیفه معرفی کرده بودند , چیزی نمی دانستند . هفتصد سال سابقه پایتختی ایران را از زمان اشکانیان در قرن اول میلادی تا آخر دوره ساسانیان در سال650 میلادی داشته است.اصل این شهر تیسفون بوده است تا آنکه در زمان ساسانیان به نام «هفت شهر» یا«مدائن سبعه» یا«مدائن کسری» خوانده می شده است. نهایت عظمت این شهر در زمان انوشیروان بود که آن کاخ عظیم را بنا نمود و دیوار«باب الابواب» را به عنوان «دروازه ایران» در انجا قرار داد. از پشت دیوارهای این شهر مناطق عرب نشین شروع می شد و لذا مردم این شهر با زبان عربی آشنایی داشتند و نام عربی هم درباره آن بعنوان مدائن سبعه معروف بود.

پس از فتح ایران و سقوط حکومت ساسانی این شهر بدست مسلمانان افتاد. اول کسی که در این شهر بعنوان حاکم اسلامی وارد شد، « سلمان فارسی» بود که در زمان عمر به سال 16 هجری بدستور امیرالمومنین (ع) حاکم این شهر شد و در آنجا بود تا ازدنیا رفت و درکنار بقایای طاق کسری به خاک سپرده شد.

بعداز او افرادی به حکومت مدائن منصوب شدند تا زمان عثمان  که حارث بن حکم پسرعمویش را به حکومت آنجا فرستاد. در اثر ظلمی که او بر مردم روا داشت، مردم نزد عثمان آمده و از او شکایت کردند.

این بار حذیفه یمانی به دستور امیرالمومنین (ع) برای حکومت مدائن انتخاب شد و او همچنان حاکم این شهر بود تاسال 35 هجری که عثمان کشته شده و امیرالمومنین(ع) به حکومت رسید. چهل روز بعداز حکومت امیرالمومنین(ع) حذیفه ازدنیا رفت و کنار قبر سلمان درمدائن به خاک سپرده شد. هم اکنون از آن شهر بزرگ جز طاق کسری و قبر سلمان و حذیفه چیزی باقی نمانده است و زائران به زیارت آن دوبزرگوار می روند.

این شعر را هم از کتابی دیگر یادداشت کرده بودم و نام شاعر آن ذکر نشده بود که تقدیمتان می شود.

طاق کسری  جفت نام نیک  اگر بینی هنوز          این  زسقف  آهنین   وزپایه  پولاد  نــیست

این دوام دولت از روح عدالت گستری است          ورنه درسنگ وگل این اندازه استعداد نـیست

کـــاخ  چبود  داد مظلومی  بده  برتل  خاک          هرچه بنیادش  نه بردادست  جز برباد نـیست

دادخواه   و  دادگاه   و  دادیار   و   دادرس          جمله بر بادند  اگر بردادشان  ارشاد  نـیست


عاشورا مکتب انتظار

فرا رسیدن ایام سوگواری امام حسین (ع) و یارانش رو به همه تسلیت میگم و ازتون التماس دعا دارم.

کتابی رو که میخوام الان بهتون معرفی کنم هنوز خودم نخوندم ولی باید کتاب خوبی باشه.

عاشورا مکتب انتظار

نویسنده: دکتر علی هراتیان

ناشر: سبط النبی

تعداد صفحات: 72

خلاصه: در این نوشتار از پنجره انتظار به حماسه شکوهمند عاشورا نگریسته شده و برخی جلوه های انتظار را در واقعه کربلا مرور کرده است و همگان را به دعا برای تعجیل فرج امام زمان تشویق و توصیه نموده است. نویسنده بر اساس حدیث شریف نبوی؛ «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً» به بحث در مورد واقعه قیام امام حسین علیه السلام، ماجرای عاشورا و اهمیت معرفت امام عصر پرداخته است. نویسنده در بیان وضعیت مردمان واقعه عاشورا، آنها را به دو دسته تقسیم کرده است: کسانی که حجت خدا را شناخته و به دعوت او لبیک گفتند، در جبهه حق قرار گرفتند و گروه دوم با عدم پذیرش ولایت حجت خدا از یاری امام زمانشان سر باز زدند- عده ای به دنیای خود مشغول شدند و گروهی در مقایل امام شمشیر کشیدند هر چند که اهل نماز و روزه و حج و عبادات بودند. و متذکر این موضوع شده است که امروز ما باید ندای «هَلْ مِنْ نَاصِرٍ يَنْصُرُنِي» را لبیک گفته و یکی از مهمترین مصادیق یاری امام زمان (عج) یعنی عزاداری و گریه بر امام حسین علیه السلام و دعا برای تعجیل فرج آن حضرت را به انجام رسانیم.


من این کتاب رو از سایت کتابخوانی هدیه گرفتم. این سایت نسخه الکترونیکی کتاب رو هم در اختیار گذاشته.

دانلود

معجزات قرآن کریم

آسمان بازگشت دهنده

آیه یازدهم سوره ی طارق به ویژگی "بازگشت دهندگی" آسمان اشاره می کند:

قسم به آسمان بازگرداننده.*

کلمه عربی "رجع" در ترجمه های قرآن معنای "عقب فرستادن" و "بازگرداندن" دارد. جوّ اطراف زمین، لایه های بسیاری دارد و هر لایه، کار مشخصی انجام می دهد. بر اساس تحقیقات علمی، این لایه ها امواجی را که با آنها برخورد می کنند، به سمت فضا یا به سمت زمین باز می گردانند. در اینجا با ذکر چند مثال چگونگی فعالیت لایه های اطراف زمین را بررسی می کنیم:

لایه ی تروپوسفر، 13 تا 15 کیلومتری بالای زمین قرار دارد و بخار آبی را که از سطح زمین بالا می رود، در خود نگه می دارد و موجب بازگشت آن به صورت باران می شود.

لایه ی ازن، در ارتفاع 25 کیلومتری سطح زمین قرار دارد و اشعه های مضرّ و اشعه ی فرابنفش را منعکس می کند و آنها را به فضا باز می گرداند.

لایه ی یونسفر، مانند یک ماهواره ی ارتباطی منفعل عمل می کند و امواج رادیویی را که از طرف زمین ارسال شده اند، به نقاط مختلف زمین باز می گرداند و به این صورت ارتباطات بی سیم و امکان پخش رادیو و تلویزیون را فراهم می کند.

لایه ی مگنتوسفر، ذرّات مضرّ رادیواکتیو را که از خورشید و سایر ستارگان آزاد شده اند، قبل از رسیدن به زمین، به فضا باز می گرداند.



وجود آب برای زندگی روی زمین ضروری است. یکی از عوامل تولید آب، وجود لایه تروپوسفر است. تروپوسفر به عنوان یکی از لایه های اتمسفر موجب می شود بخار آبی که از سطح زمین بالا آمده، همان جا حفظ شود و به شکل باران به زمین بازگردد.



لایه اتمسفر که مانع ورود امواج مهلک می شود، ازنسفر است. لایه ی ازن، این امواج را به فضا باز می گرداند و جلوی رسیدن آنها به زمین را می گیرد.



هر یک از لایه های اتمسفر، عملکردهای پرفایده ای برای انسان دارند. مثلا لایه ی یونسفر، امواج رادیویی را که از مراکز خاص پخش شده اند، به زمین بر می گرداند و امکان پخش برنامه های رادیویی را فراهم می کند.


* وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الرَّ‌جْعِ. (سوره طارق، آیه 11)

 

برگرفته از کتاب معجزات قرآن کریم – هارون یحیی

مترجم: فاطمه شفیعی سروستانی

ناشر: هلال

این کتاب 112 صفحه ای شامل بخش های زیر است:

-  آفرینش جهان هستی، که 72 صفحه از کتاب به آن اختصاص داده شده و مطلب فوق نیز از همین بخش انتخاب شده بود.

-  پیش گویی های قرآن، که شامل پیروزی رومیان، نگهداری از بدن فرعون و فتح مکه است.

-  معجزات تاریخی قرآن، که شامل مطالبی چون نام هامان در قرآن، شهر ارم، شهر سدوم و عموره، قوم سبأ و سیل عریم و ... می باشد.

 

 خوندن این کتاب عالی رو بهتون پیشنهاد میکنم. همراه با کتاب یه سی دی هم وجود داره.

قصه آشنایی من با این کتاب خوب:

اول مستند معجزات قرآن رو که به زبان انگلیسی هست دانلود کردم ولی فهمیدنش سخت بود. باز تو گوگل درباره موضوع مورد بحث سرچ میکردم تا ببینم مطلب فارسی در اون مورد چی پیدا میشه. در نتیجه ی همین جستجوها بود که فهمیدم کتابش هم وجود داره و به فارسی هم ترجمه شده و خیلی خوشحال شدم و از کتابخونه گرفتمش و وقتی یه کم خوندم و دیدم بی نظیره خریدمش! حالا اون مستند رو نگاه میکنم و بهتر متوجه میشم. ناگفته نمونه که من از این مستند برای تقویت زبان هم استفاده میکنم.

درباره نویسنده هم اگر میخواین بدونین هم آدرس سایتش و هم بیوگرافی شو تو پیوندهای روزانه گذاشتم. کتابش به زبان انگلیسی تو سایتش هست.

حـق ســـائـــل وحـــق صـــدقـــه

امام علی (ع) فرمودند : حق سائل این است که اگر صدقه آماده داری , به او بدهی ونیاز اورا برطرف کنی وبرای رفع فقر او دعا کنی وبه خواست او کمک کنی . واگر درصدق او شک کنی واورا متهم بدانی ولی بدان یقین نداری بسا که شیطان برایت دامی نهاده ومی خواهد تورا از بهره ات باز دارد ومیان تو وتقرب به پروردگارت حایل شود .اورا به حال خود واگذار وبه خوشی جواب کن واگر هم بااین حال به او چیزی بدهی کار بجایی است .

وحق صدقه اینست که بدانی این صدقه پس انداز تو است نزد پروردگارت وامانت , بی نیاز از گواه تو است . وچون به این امر معتقد شدی , به آنچه درنهان بسپاری بیشتر اعتماد داری تابه آنچه آشکار باشد . سپس به صدقه ی خود براحدی منت منه زیرا که آن برای تو است واگر بدان منت نهی , درامان نیستی که به روز همان کسی گرفتار شوی که بدو منت نهادی زیرا این خود دلیل است که توآنرا برای خود نخواستی واگر برای خود می خواستی , براحدی بدان منت نمی نهادی .

تحف العقول تالیف حسن بن علی بن الحسین بن شعبة الحرانی

یـــــا جـــــواد

 

شخصی معنای کلمه ی جواد را ازمولای متقیان علی(ع)سوال کرد . حضرت درپاسخ فرمودند : سخنت دو وجه دارد . اگرمنظورت جواد از خلق است , بدانکه جواد وبخشنده ی خلق کسی است که هرچه ازخدا براو واجبست ادا کند وبخیل کسی است که حق واجب خدا را دریغ کند .واگر مقصودت جواد بودن خداست , او اگر بدهد , جواد است واگر دریغ کند جواد است .زیرا اگر عطا کند آنرا بتو داده است که ازآن تو نیست و اگر دریغ کند آنرا دریغ کرده که ازآن تو نیست .

وپرسیدند :

کرم چیست ؟ فرمودند : بخشش پیش از خواهش , اطعام در قحطی .

جوانمردی چیست ؟ فرمودند : بخشش در خوشی وسختی .

بخل چیست ؟ فرمودند : آنچه درکف داری شرف بدانی وآنچه انفاق کنی تلف شماری .

برادری چیست ؟ فرمودند : همراهی درسختی وخوشی .

ثروتمندی چیست ؟ فرمودند : رضای به قسمت هر قدر  که کم باشد .

فقر چیست ؟ فرمودند : آزمند به هر چیز .

جود چیست ؟ فرمودند : بخشش دسترنج .

تحف العقول تالیف حسن بن علی ابن الحسین بن شعبة الحرانی

تـــــــوبـــــــــه

ای نـیــک نکرده  و بدیـها کرده               وانگه به خلاص خود تمنــا کرده  

برعفو مکن تکیه که هرگز نبود               ناکرده چوکرده کرده چون ناکرده

ابـــــن سیـــــنــــــــا  

«فَتَلَقّی آدَمُ مِن رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیه»

تلقی به معنای تلقن است و تلقن به معنای گرفتن کلام است اما با فهم وعلم واین تلقی درباره ی آدم طریقه ای بوده که توبه را برای آدم آسان می کرد.

از این جا روشن می شود که توبه دوقسم است یکی توبه خدا که عبارتست از برگشتن خدا به سوی عبد برحمت؛ ویکی توبه ی عبد که عبارتست از برگشتن بنده بسوی خدا باستغفار ودست برداری ازمعصیت.

توبه ی عبد بین دو توبه ی خدا واقع است و توبه بنده محفوف و پیچیده به دو توبه از خدا است و دربین آن دو قرار می گیرد. به این معنا که بنده درهیچ حالی از احوال ازخدای خود بی نیاز نیست واگر بخواهد از لجن زار گناه نجات یافته توبه کند محتاج به این است که خدا چنین توفیقی به او بدهد و اعانت و رحمت خود را شامل حال او بسازد تا او موفق به توبه بگردد. و وقتی موفق به توبه شد، تازه باز محتاج به یک توبه دیگری از خداست و آن اینست که باز خدا برحمت وعنایتش بسوی بنده رجوع کند ورجوع او را بپذیرد . پس توبه ی بنده وقتی قبول شود، بین دو توبه از خدا قرار گرفته است. همچنانکه آیه ی :       «ثُمَّ تابَ عَلَیهِم لِیَتوبوا» (پس خدا بسوی ایشان توبه آورد تا ایشان توبه کنند) به این معنا دلالت دارد .

تفســـیــــــــرالمیــــــــزان

ابن عباس گوید: ازپیامبر خدا (ص) پرسیدم کلماتی که حضرت آدم از پروردگار خود دریافت نمود و بر اثر خواندن آن خدا توبه اش را پذیرفت چه بود؟ فرمودند: ازخدا چنین درخواست کرد «بارالها بحق محمد و علی و فاطمه وحسن وحسین علیهم السلام توبه ام را قبول فرما» وایزد متعال توبه ی او را پذیرفت .

معــــــانی الاخـــبــــــــــار

در پی اهانت به امام هادی (ع)

تولد امام دهم شیعیان حضرت امام علی النقی (ع) را نیمه ذیحجه سال 212 هجری قمری نوشته اند. پدر آن حضرت، امام محمد تقی جواد الائمه (ع) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربیت مقام ولایت و امامت مأمور کرده بود، و چه نیکو وظیفه مادری را به انجام رسانید و بدین مأموریت خدایی قیام کرد.

نام آن حضرت -علی- کنیه آن امام همام "ابوالحسن" و لقب های مشهور آن حضرت "هادی" و "نقی" بود. حضرت امام هادی (ع) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسید و دوران امامتش 33 سال بود. در این مدت حضرت علی النقی (ع) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربیت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت.


از سخنان حضرت هادی (ع):

هر که از خود راضی و خود پسند باشد مردم بر او خشمناک می شوند.


مصیبت شخص صبر کننده یکی است، اما برای آنکه در مصیبت جزع و بی تابی کند دو تاست.


بیداری بسیار موجب افزایش لذت خواب می شود، و گرسنگی بسیار، خوشی و خوبی طعام را افزون می کند.


حکمت در طبعهای فاسد تاثیر نمی کند.


هر که از خدا پروا کند مردم از او پروا کنند. هر که خدا را اطاعت کند، از او اطاعت کنند. هر که مطیع خداست باک از خشم مخلوق ندارد، هر که خدا را به خشم آورد، باید یقین کند که به خشم مخلوق دچار می شود.


براستی خدا را نتوان وصف کرد، جز بدانچه خودش خود را وصف کرده. کجا وصف شود آنکه حواس از درکش عاجز است و اوهام بدو نرسد.


برگرفته از کتاب چهارده اختر تابناک (زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام)

احمد احمدی بیرجندی

انتشارات آستان قدس رضوی

کوثر، معجزه پیغمبر

سلام

ولادت حضرت زهرا (س) بر تمامی مسلمین مبارک باد.

یه تبریک ویژه هم به خانومای عزیز و مادران گل.

به این مناسبت کتاب کوثر، معجزه پیغمبر رو معرفی میکنم و پیشنهاد میکنم بخونینش.

سایت کتابخوانی در حال حاضر مسابقات فاطمیه رو برگزار میکنه که این کتاب هم جزء کتاب های این دوره هست و تا تاریخ 91/3/15 فرصت برای پاسخگویی هست و این سایت لینک دانلود کتاب رو هم گذاشته.

دانلود کتاب

سایت کتابخوانی

گـــــرگ درون

حــــســــد

چند تعریف ساده: (انسان در برخورد با نعمتها)

حسادت     ما فلان نعمت را نداریم دیگران هم نداشته باشند.

بــخـــل     فقط ما از این نعمت برخوردار باشیم ولی دیگران نه.

ایـثــار     دیگران از این نعمت برخوردار باشند اگرچه ما محروم باشیم.

غـبـطه    حال که دیگران از این نعمت برخوردارند ای کاش ما هم بهره مند می شدیم.

           (برعکس حسادت از صفات پسندیده و موجب رشد و تحرک انسان می باشد.)

حسد از نتایج کینه و خود کینه از ثمرات غضب است. بنابراین حسد فرع فرع غضب می باشد.

با سندهای مختلف از طرق عامه از نبی اکرم (ص) چنین روایت شده است که:

از امت من نه چیز برداشته شده است: اشتباه – فراموشی – آنچه که نمی دانند – هرچه که ازحد طاعت آنها خارج باشد – آنچه را که از روی ناچاری انجام می دهند – آنچه را که اجبارا انجام می دهند – فال بد – وسوسه در تفکر درباره ی خلقت – حسد تا زمانیکه بادست یا زبان اظهار نشود .

و فرمودند: سه چیز است که کسی را از آن خلاصی نیست: گمان – فال بد – حسد و من راه نجات از این سه را به شما می آموزم. چون گمان کردی تحقیق مکن و چون فال بد زدی اهمیت نده و هنگامی که حسد ورزیدی ظلم مکن .

«حضرت یعقوب (ع) به برادران یوسف (ع) فرمود:  وَاَخافُ اَن یَاکُلَهُ الذِّئبُ   یعنی میترسم گرگِ (درون شما حسد) او را بخورد.»

احـــادیــــث :

امام باقر (ع): حسد ایمان را می خورد همانطور که آتش هیزم را.

امام صادق (ع): آفت دین حسد، عجب و فخرفروشی است.

امام علی (ع): حسد زندان روح است.

پیامبر اکرم (ص) : نزدیک بود که حسد بر تقدیر چیره گردد.

پیامبر اکرم (ص) : حسد ایمان را فاسد می کند چنانچه صبر(شیره تلخ درختی) عسل را فاسد و تلخ می کند.

پیامبر اکرم (ص) : آسایش حسود از همه کمتر است.

پیامبر اکرم (ص) : هر صاحب نعمتی در معرض حسادت است مگر صاحب تواضع.

پیامبر اکرم (ص) : هر گاه گرفتار حسد شدید تعدی نکنید و هرگاه گمان بردید آن راحقیقت ندانید و هرگاه چیزی را وزن کردید زیادی بدهید.

پیامبر اکرم (ص) : همه ی فرزندان آدم حسودند ولیکن هیچ حسودی را حسدش زیان نمی رساند مادامیکه به زبان نیاورد یا دست به کار نشود.

پیامبر اکرم (ص) : از تکبر بپرهیزید زیرا تکبر شیطان را وادار کرد تا آدم را سجده نکند. از حرص بپرهیزید زیرا حرص آدم را وادار ساخت تا ازمیوه ی آن درخت(ممنوع) بخورد. از حسد بپرهیزید زیرا یکی از فرزندان آدم دیگری را از روی حسد کشت. پس اینها (تکبر، حرص، حسد) ریشه ی همه ی گناهانند.

الـــتــمـــــــاس دعـــــــا

منابع: نهج الفصاحه – اخلاق تالیف مرحوم سید عبدالله شبر ترجمه محمد رضا جباران

 

نامه امام زمان (عج) خطاب به شیخ مفید

قسمتی از نامه امام زمان (عج) خطاب به شیخ مفید
... اگر شیعیان ما -که خداوند متعال ایشان را به اطاعت خویش موفق بدارد- با دل های متحد و یک پارچه بر وفای به عهد و پیمان خویش اجتماع می کردند، ملاقات ما از آنها به تاخیر نمی افتاد و سعادت دیدار و مشاهده با معرفت برای آنها حاصل می شد و زودتر از این به دیدار ما نایل می شدند. آن چیزی که ما را از آنان دور کرده (و باعث طولانی شدن غیبت شده) است گناهان و خطاهایی است که مرتکب می شوند و ما چنین انتظاری از آنها نداشتیم ...
این نامه در اوایل غیبت کبری برای شیخ مفید شرف صدور یافته است.

از کتاب آشتی با امام عصر (عج)

لینک دانلود این کتاب قبلا در این پست قرار داده شده است.

انــتـــخـــــاب زنـــــدان

انتخاب زندان

درروايت است از امام رضا(ع):زندانبان به يوسف(ع)گفت:من تو رادوست دارم.يوسف(ع)گفت:هربلايي به من رسيده ازدوست داشتن است.خاله ام مرا دوست داشت ، مرا دزديد.پدرم مرا دوست داشت ، برادرانم به من حسادت ورزيدند.همسر عزيز مصر مرا دوست داشت ، مرا به زندان انداخت.

يوسف(ع)درزندان به خداوند شکوه کرد وگفت:پروردگارا من به چه جرمي گرفتار زندان شدم؟ خداوند به يوسف(ع)وحي فرستاد «تو خود آنرا انتخاب نمودي» آن هنگام که گفتي پروردگارا زندان برايم دوست داشتني تر است از آنچه مرا بدان مي خوانند . چرا نگفتي سلامتي ورهايي برايم دوست داشتني تر است ؟

حکمت نامه جوان _ محمدي ري شهري

احتباس وحی

 

احـــتــــبـــــــاس وحــــــــی

روزی مشرکین به تحریک عده ای از علمای یهود ،خدمت پیامبر اکرم(ص)رسیدند وبرای آزمایش آن حضرت سوالاتی دررابطه با حقیقت روح ، داستان ذوالقرنین واصحاب کهف پرسیدند. حضرت آن موضوع را به روز بعد موکول کردند به امید آنکه جبرییل نازل شود وایشان را راهنمایی کند. فردای آن روز شد وخبری از جبرییل نشد وظاهراً پیامبر بدون پاسخ ماندند. کفار ومشرکین پیامبر رامورد طعن قرار داده ، گفتند:خداوند محمد (ص) رابه خود واگذارده ودیگروحی نخواهد آمد.

پیامبر(ص)اندوهگین شدند. آیه ی 23 سوره ی کهف نازل شد که می فرماید:«ولاتقولنّ لشیءٍ انّی فاعلٌ ذلک غداً اِلّا اَن یشاءَالله» (هرگز درباره ی چیزی مگو که فردا انجام خواهم داد مگرآنکه بگویی اگر خدا بخواهد )

دررابطه بامدت این دوره اختلاف می باشد.بعضی گفته اند 12 تا 25 روزبوده است.برخی متجاوز ازچهل روز(27رجب تا17رمضان)دانند.ودسته ای از17ربیع تا27رجب(مولود تابعثت)که متجاوز ازچهار ماه است ، دانسته اند.وگروهی حبس در وحی راسه سال قائل شده اند.

بعداز این دوره ی احتباس وحی اولین سوره ای که برپیامبر نازل شد، سوره ی ضحی بود که در جواب حرف مشرکین می فرماید:«والضّحی والّیل اذا سجی ماودّعک ربّک وما قلی وللآخرَۀ خیرٌلک من الاولی ولسوف یعطیک ربّک فترضی ...»(قسم به ساعت چاشتگاه وهنگام ارتفاع آفتاب وسوگند به شب موقعی که تاریکی بیایدکه پروردگارت تورابه خودوانگذاشته وباتووداع نکرده وموردغضب قرارنداده است ...)

پیامبر(ص)با خوشحالی از دیدن جبرییل ، نزول این آیات واینکه خداوند مشرکین را تکذیب وآن بزرگوار را تصدیق فرموده ، تکبیر گفتند . «الــلـــــــــه اکـــبـــــــــر»

ازآن زمان به بعد سنت شد درابتدای خواندن این سوره(ضحی) و21سوره ی بعد ازآن(22سوره ی آخر قرآن)قبل از بسم الله تکبیر گفته شود.

سرالبیان فی علم القرآن _ تالیف حسن بیگلری

پرنـــــــدگـــــــــان

حضرت علی(ع)درابتدای خطبه ی 165 نهج البلاغه می فرمایند:

«خداوند پدیده های شگفتی ازجانداران حرکت کننده , بی جان, برخی ساکن وآرام ,بعضی حرکت کننده وبی قرار افریده است وشواهد ونمونه هایی ازلطافت صنعت گری وقدرت عظیم خویش بپاداشته ,چندان که تمام اندیشه ها رابه اعتراف واداشته ,وسر به فرمان او نهاده اند.

ودر گوشهای ما بانگ براهین یکتایی او پیچیده است.آنگونه که پرندگان گوناگون رابیافریدوآنان را درشکافهای زمین ورخنه ی دره ها وفراز کوهها مسکن داد.بابالهای متفاوت وشکل وهیاتهای گوناگون که زمام آنها به دست اوست. پرندگانی که بابالهای خود درلابلای جوگسترده وفضای پهناور پرواز می کنند.آنهارا ازدیار نیستی درشکل وظاهری شگفت آور بیافرید واستخوان هاشان راازدرون درمفصل های پوشیده ازگوشت به هم پیوند داد.برخی ازپرندگان راکه جثه ی سنگین داشتند ازبالا رفتن وپروازهای بلندودور بازداشت.آنگونه که آرام وسنگین درنزدیکی زمین بال می زنند.پرندگان رابالطافت قدرتش ودقت صنعتش دررنگهای گوناگون بازیبایی خاصی رنگ آمیزی کرد.گروهی ازآنها را تنهابایک رنگ بیاراست که رنگ دیگری درآن راه ندارد.دسته ای دیگررا دررنگ مخالف آن فروبرد جزاطراف گردنشان که چونان طوقی آویخته, مخالف رنگ اندامشان است.»

نوشته اند چون حضرت ابراهیم(ع) استدعا نمود که خداوند زنده کردن مردگان را به او نشان دهد تا قلبش آرام گیرد(اعتقاد وایمان که داشت),خداوند به اوفرمود که چهار مرغ رابگیروبکش و...

وآن چهار پرنده ای که دراین ماجرا نقش داشتند عبارت بودند از:طاووس,مرغابی,خروس,کلاغ .چرا؟

گفته اند چون هریک ازاین مرغها به پیغمبری خیانت کرده است.طاووس به حضرت آدم خیانت کرد وشیطان را به بهشت برد.خروس لباس الیاس را درید.مرغابی ریشه ی یقطین یونس راکند وکلاغ به حضرت نوح(ع)خیانت کرد که اورا فرستاد خبراز خشکی بیاورد,رفت وبه خوردن مشغول شدونوح را منتظر گذاشت.وخلاصه هریک ازاین چهار پرنده به نفرین پیغمبری گرفتار شد.

حال ای انسان هرکس زندگی جاوید می خواهد باید خروس شهوت وزاغ امل راسر ببرد ومرغابی شکم پرست را شکم بدرد وطاووس خودپرستی رابه عالم فنا بفرستد.

(موتوا قبل ان تموتوا)

منابع:نهج البلاغه  ـ   کتاب جامع النورین یا انسان ملا اسماعیل سبزواری