با ســـــلـــام    مطلبي را که اينجا مي گذارم  در تفسيرالميزان خواندم در رابطه با آيات 93 – 89 سوره بقره که تقديم حضورتان مي کنم .

در تفسیر عیاشی از امام صادق(ع) روایت آورده که در تفسیر جمله ی( ولما جائهم کتاب من عندالله مصدق ...) (بقره- 89) فرمود : یهودیان در کتب خود خوانده بودند که محمد(ص) رسول خداست و محل هجرتش مابین دو کوه « عیر » و « اُحد » است . پس از بلاد خود کوچ کردند تا آن محل را پیدا کنند . لاجرم به کوهی رسیدند که آن را حداد می گفتند . باخود گفتند لابد این همان اُحد است چون حداد واُحد یکی است . پس پیرامون آن کوه متفرق شدند بعضی از آنها در تیماء (بین خیبر و مدینه) و بعض دیگر در فدک و بعضی در خیبر منزل گزیدند . این بود تا وقتی بعضی از یهودیان تیماء هوس کردند به دیدن بعضی از برادران خود بروند . در همین بین مردی اعرابی از قبیله « قیس » می گذشت شتران او را کرایه کردند . اوگفت : من شما را از بین عیر و اُحد می برم. گفتند پس هر وقت به آن محل رسیدیم به ما اطلاع بده . ان مرد اعرابی همچنان می رفت تا به وسط اراضی مدینه رسید . رو کرد به یهودیان و گفت این کوه عیر است و این هم کوه اُحد . پس یهودیان پیاده شدند و به او گفتند ما به آرزویمان رسیدیم و دیگر کاری به شترهای تو نداریم .تو هم می توانی هر کجا می خواهی بروی . ما در همین جا می مانیم .پس نامه ای به برادران خود در خیبر و فدک نوشتند که ما به آن نقطه مابین عیر واُحد رسیدیم شما هم نزد ما بیایید. یهودیان خیبر در پاسخ نوشتند : ما در اینجا خانه ساخته ایم و آب و ملک اموالی بدست آورده ایم نمی توانیم اینها را رها نموده نزدیک شما منزل کنیم ولی هروقت آن پیامبر موعود مبعوث شد , به شتاب نزد شما نزد شما خواهیم آمد .

این عده از یهودیان که درمدینه یعنی میان عیر واُحد منزل کردند , اموال بسیاری کسب کردند . « تُبَّع » از بسیاری مال آنان خبردار شد و به جنگ با آنان برخاست یهودیان متحصن شدند . تبع ایشان را محاصره کرد وآخر به ایشان امان داد . پس بر او درآمدند . تبع به ایشان گفت می خواهم در این سرزمین بمانم برای اینکه مرا خیلی معطل کردید . گفتند تو نمی توانی در اینجا بمانی برای اینکه اینجا محل هجرت پیغمبری است . نه جای تو است و نه جای احدی دیگر تا آن پیغمبر مبعوث شود . تبع گفت حال که چنین است من از خویشاوندان خودم کسانی را در اینجا می گذارم تا وقتی آن پیغمبر مبعوث شد , او را یاری کنند . یهودیان راضی شدند . تبع دو قبیله اوس وخزرج را که می شناخت در مدینه منزل داد و چون نفرات این دو قبیله بسیار شدند اموال یهودیان را می گرفتند . یهودیان علیه آنها خط نشان می کشیدند که اگر پیغمبر ما محمد(ص) ظهور کند , ما همگی شما را از دیار و اموال خود بیرون می کنیم و به این چپاولگریتان خاتمه می دهیم .

ولی وقتی خداوند متعال محمد(ص) رامبعوث کرد , اوس وخزرج که همان انصار باشند به وی ایمان آوردند ولی یهودیان ایمان نیاورده و به وی کفر ورزیدند (حسد بر آنان چيره گشت و استکبار و پلنگ دماغي جلوگيرشان شد از اينکه به وي ايمان بياورند) و این جریان همان است که خداوند درباره اش می فرماید ( وکانوا من قبل یستفتحون علی الذین کفروا ) (بقره – 89)

پروردگارا ! ما را از منتظران واقعي امام عصر(عج) قرار بده . «آمين يا رب العالمين»