« وَمـَن يـَعمـَل سـوءً اَو يـَظلـِم نـَفسـَهُ ثـُمَّ يـَستـَغفـِرِاللّهَ يـَجـِدِاللّهَ غـَفوراً رَحيماً 110 وَمـَن يـَکسـِب اِثماً فـَاِنـَّما يـَکسـِبـُهُ عـَلي نـَفسـِهِ وَکان اللّهُ عـَليماً حـَکيماً 111 وَمـَن يـَکسـِب خـَطيئـَةً اَو اِثماً ثـُمَّ يـَرمِ بـِهِ بـَريئاً فـَقـَدِ احتـَمـَلَ بـُهتاناً وَ اِثماً مـُبيناً 112 » ( سوره نسا )

تعبيرازمعصيت درآيات کريمه مختلف است . يک جا آن را اثم خوانده ، جاي ديگر خطيئه ناميده ، يک جا سوء وجايي ديگر ظلم ، يک جا خيانت جايي ديگر ضلالت خوانده که هريک ازاين الفاظ ، معنايي دارد که مناسب با محلي است که درآنجا استعمال شده است .

خطاء و اصابه : راغب درمفردات مي گويد ، وقتي کسي اراده چيزي کند واتفاقا چيز ديگري را بدست آورد ويا کار ديگري کند ، مي گويند فلاني خطا کرد واگرهمان چيزي راکه خواسته بدست آورد ، مي گويند فلاني اصابه کرد . گاهي هم مي شود که به کسي که عملي را انجام داده که درست نبوده ويا ارادهاي کرده که خوب نمي تواند عمليش کند ، مي گويند فلاني خطا رفت .

خطيئه وسيـّئه : کلمه خطيئه ازنظرمعنا باکلمه سيئه نزديک است . چيزي که هست کلمه خطيئه را بيشتر درجايي استعمال مي کنند که مورد مقصود اصلي وفي نفسه نبوده باشد بلکه آن مورد وآن فعلي که به خطا انجام شده زاييده ازمقصد ديگر باشد . وزن فعيل دلالت دارد برانباشته شدن حادثه واستقرار آن وبنابراين کلمه خطيئه به معناي عملي است که درآن خطا انباشته شده واستقرار يافته وخطا آن فعلي است که بدون قصد ازانسان سرزده باشد مانند : قتل خطا

اثـــم : کلمه اثم به معناي عملي است که باوبال خود انسان را ازخيرهاي بسيار محروم بسازد مانند : شرب خمر ، قمار ، سرقت ، ازکارهايي که هيچ انساني آن را به منظور بدست آوردن خيرات زندگي ، انجام نمي دهد وبرعکس موجب انحطاط اجتماعي وسقوط آدمي ازوزن اجتماعي ، وسلب اعتمادووثوق جامعه از آدمي مي شود .

سبب که باعث خطا مي شود دوگونه است : 1- سبب غيرحرام ( مانند کسي که قصدکرده شکاري را باتير بزند ولي تير او به انساني مي خورد ) و 2- سبب حرام ( مانند کسي که تنها مسکرات مي نوشد وقصد هيچ جنايتي ندارد وليکن وقتي که مست شد جنايت هم مرتکب ميشود )

بيان سه جهت درباره گناهي که باعلم به گناه بودن آن صادر مي شود :

1-  هرگناهي که انسان مرتکب آن مي شود ، باتبعاتي که دارد ، درنفس او اثرسوء باقي مي گذارد ودرنامه اعمالش نوشته مي شود وبنده خدا مي تواند به وسيله توبه واستغفارآن اثر سوء را ازبين ببرد واگر بنده خدا توبه واستغفار بکند ، خدارا غفور ورحيم خواهد يافت .

2-  آيه دوم تذکر مي دهد که هرگناهي که ايشان مرتکب شوند ، تنها وتنها به ضرر خود کردند وممکن نيست که اثرآن گناه خطا برود ، يعني دامن اورا نگيرد وبه جاي او دامنگير غيرشود . پس گنهکار بيخود تلاش نکند وبراي تبرئه خود ، گناه خودرا به گردن بيگناهي نيندازد ودست به افتراء وتهمت نزند .

3-  وآيه سوم توضيح مي دهد که خطا وگناهي انسان مرتکب مي شود به فرض هم که به ديگران تهمت بزند وبه گردن بي گناهي بيندازد ، تازه مرتکب گناهي ديگر غيراز گناه اول شده است .

 

آیات مرتبط :

 

« لـَهـا مـا کـَسـَبـَت وَ عـَلـَیـهـا مـَااکـتـَسـَبـَت » ( بقره – 286 )

 

« وَلاتـَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ اُخـری » ( فاطر – 18 )

 

« وَقـالَ الـَّذیـنَ کـَفـَروا لـِلـَّذینَ آمـَنوا اتـَّبـِّعـوا سـَبیلـَنـا وَلنـَحمـِل خـَطـایـاکـُم وَمـا هـُم بـِحـامـِلینَ مـِن خـَطـایـاهـُم مـِن شـَیـئٍ اِنـَّهـُم لـَکاذِبون » ( عنکبوت – 12 )

تفسيرالميزان