چند کلمه ی قرآنی 2
فقر و احتياج در قرآن با نامها ودرجات مختلف ذکرشده است که به آنها اشاره اي مي کنيم :
« مِسکين » : به معناي درمانده وازريشه ( س ک ن )( 29 مشتق – 69 بار ورود – 37 مورد مکي و32 مورد مدني ) به معناي آرام گرفتن بعداز حرکت ، آرامش باطن ، اطمينان ، ميل وانس مي باشد . کلمه مسکين 11 مرتبه ذکرشده (6مورد مکي – 5مورد مدني ) وجمع آن« مـَساکين »12 مرتبه ذکر شده است (1مورد مکي – 11 مورد مدني )
دوکلمه ديگر ازاين ريشه عبارتنداز :« سَکينـَة » به معني آرامش قلب واطمينان خاطر که 6 مرتبه درقرآن آمده است وهمه دررابطه با آرامش ظاهري است . وديگري « مَسکـَنـَة » به معني درماندگي ، فقر ، ذلت وضعف که 2 مرتبه درقرآن آمده است وهردو بار در مورد يهود است . درهردو آيه مقرر شدن ذلت ومسکنت وقرين شدن باغضب خداوند ذکرشده است .
« فـَقير» : به معناي حاجتمند واز ريشه (ف ق ر )( 5 مشتق – 14 بار ورود – 3مورد مکي و11مورد مدني )به معناي حاجت مي باشد . کلمه فقير 5 مرتبه ذکر شده ( 1مورد مکي و4مورد مدني ) وجمع آن « فـُقـَراء » 7مرتبه ذکرشده است ( 1مورد مکي و6مورد مدني ). احتياج را ازآن جهت فقر گفته اند که به منزله شکسته شدن ستون فقرات است درتعذر رسيدن به مراد .« فاقـِرَة »(قيامه – 24) : ستون مهره ها
« سائـِل » : به معناي کسي که ازانسان چيزي بخواهد ونزد ايشان اظهار فقر کند . ازريشه (س أ ل )(55مشتق – 129 بار ورود – 84مورد مکي و45مورد مدني) مي باشد . کلمه سائل 4 مرتبه ذکر شده (4مورد مکي) وجمع آن به صورت « سائـِلين » 3 مرتبه ذکرشده است (1مورد مکي و2مورد مدني )
« مَحروم » : به معناي کسي است که ازرزق محروم است وکوشش او به جايي نمي رسد هرچندازشدت عفتي که دارد سوال نمي کند . به عبارت ديگرمحروم به معناي ممنوع است يعني کسي که ازروزي ودرآمد کافي ممنوع است ودرمقايسه با سائل نشان مي دهد که اودرعين حال که فقير است ازکسي سوال و اظهار حاجت نمي کند . محروم مردي است که درعقلش کمبودي نيست واهل حرفه نيز مي باشد اما تنگ روزي است . « تـَعرِفـُهـُم بـِسيماهـُم » باعلامتشان آنها را مي شناسي (بقره – 273). کلمه محروم ازريشه (ح ر م)(23 مشتق – 83 بار ورود – 31مورد مکي و52 مورد مدني) مي باشد که خود 2 مرتبه درقرآن ذکرشده است (2 مورد مکي)
« بائـِس » : از بوس است به معناي شدت فقر و احتياج . ازريشه ( ب أ س )(12 مشتق – 73 بار ورود – 34مورد مکي و39مورد مدني) مي باشد .کلمه بائس 1 مرتبه ذکر شده است(1مورد مدني) (در سوره حج – 28 فقير صفت بائس است زيرا ممکن است بائس غير فقير باشد .)
« يـَتيم » : کودک نابالغ که پدر خودرا ازدست داده ودرمورد حيوانات آنست که مادر خودرا ازدست داده است وجمع آن درقرآن به صورت « يـَتامي » آمده است . ازريشه ( ي ت م )(4 مشتق – 23 بار ورود – 7مورد مکي و16مورد مدني) مي باشد . کلمه « يـَتيم »9مرتبه ذکرشده (7موردمکي و2مورد مدني) وکلمه « يـَتامي » 14 مرتبه ذکر شده است (14مورد مدني)
« اَسير » : ازريشه (ا س ر )(5 مشتق – 6 بار ورود – 6مورد مدني) به معناي بستن ، حبس و گرفتارکردن مي باشد . اسير را ازآن جهت به اين نام مي خوانند که گرفتار وبسته شده است . ازاين کلمه درقرآن 1 مورد مدني آمده است وجمع آن نيز که به صورت « اُساري » آمده است ، 1 مورد مدني ذکر شده است .
« اِبنُ السـَّبيل » : به معناي فرزند راه ، بناشده برراه وکسي است که دستش ازاهلش بريده باشد ومعرف وپدر ومادري جز راه ندارد . بااينکه دروطن خود توانگر است اما نيازمند ياري و احسان مي باشد .( که 8 مرتبه در قرآن ذکر شده است )
« خـَصاصـَة » : به معني فقر و احتياج است . (1 مورد مدني ) ذکرشده است . ريشه آن (خ ص ص)(3 مشتق – 4 بار ورود – 4مورد مدني ) مي باشد .
« مـَترَبـَة » : چنانکه درمجمع آمده است ، به معناي احتياج شديد است گويا فقير ازشدت فقر به تراب چسبيده است .ازريشه (ت ر ب ) (6 مشتق – 22بار ورود – 18مورد مکي و4مورد مدني) مي باشد . « يـَتيماً ذا مـَقرَبـَة اَو مـِسکيناً ذا مـَترَبـَة » ( بلد – 16 ) يعني يتيمي که داراي قرابت است ومسکيني که شديداً محتاج وبه خاک افتاده است .
« قانـِع » : فقيري که به آنچه دادي قناعت کند خواه سوال کند يا نه .ازريشه ( ق ن ع )(2 مشتق – 2بار ورود – 1مورد مکي و1مورد مدني) مي باشد .
« مـُعتـَرّ » : آنست که پيش تو آمده وقصد تو کرده است . ازريشه ( ع ر ر ) (2 مشتق – 2 بار ورود – 2مورد مدني ) مي باشد . « فـَکـُلوا مـِنها وَاَطعـِموا القانـِعَ وَالمـُعتـَرّ » ( حج – 36 يعني ازگوشت آن تناول نموده وبه فقير وسائل نيز اطعام کنيد )
« عائـِل » : به معناي فقير( 1 مورد مکي درسوره ضحي – 8 ) ازريشه ( ع ي ل ) مي باشد .
« مـُقتـِر » : به معناي فقير وکسي که درتنگنا است .(1 مورد مدني درسوره بقره – 236 ) ازريشه (ق ت ر ) ( 5 مشتق – 5 بار ورود – 4مورد مکي و1مورد مدني ) به معناي کم کردن وتنگ گرفتن مي باشد .
« اِملاق » : به معناي فقر وبي چيزي (2مرتبه ذکر شده 1مورد مکي و1مورد مدني). ازريشه (م ل ق)مي باشد وهمين يک مشتق را دارد وبه معناي فقر مي باشد . اصل آن به معني نرمي است که فقر انسان را نرم وذليل مي کند .
حضرت علي (ع) درحکمت 258 نهج البلاغه مي فرمايند : چون فقير شديد ، باخدا بوسيله صدقه معامله کنيد . صدقه بدهيد تاخدا توانگرتان کند .
انتخاب کتاب با انتخاب دوست فرقی ندارد، همانگونه که باید برای معاشرت دوستان خوب انتخاب کرد، برای مطالعه نیز باید کتابهای خوب را برگزید. ما همانطور که مسئول کارهای خود می باشیم مسئول مطالعه خویش هستیم. باید کتابی مطالعه کنیم که فکر ما را روشن و عقل ما را قوی کند نه کتابی که وقت ما را تلف نماید. (از کتاب کشکول طبسی)