ازامام صادق(ع) درکتاب مجالس روایت شده که فرمودند : وقتی آیه ی :

« وَالَّذینَ اِذا فـَعـَلوُا فاحـِشـَة ً ... » (آل عمران – 135)

نازل شد ، ابلیس بربالای یکی ازکوههای مکه ، که نامش ثور بود ، رفت وبابلندترین فریاد ، عفریتها( شاگردان ) خودرا صداکرد . همه دورش جمع شدند وگفتند برای چه مارا خوانده ای ای بزرگ ما ؟! ابلیس گفت این آیه نازل شده است . خواستم ببینم کدام یک ازشما حریف خنثی کردن آن هستید . هرکدام ازعفریتها برخاستند ، ادعایی کردند و پیشنهادی دادند . ابلیس گفت نه شما حریف آن نیستید . تا آنکه یک نفر بنام « وسواس خناس » برخاست وگفت من حریف آنم . پرسید ازچه راه ؟ گفت : من به فرزندان آدم وعده می دهم وتشنه گناهان می کنم تا مرتکب گناه شوند وبعداز ارتکاب ، توبه واستغفار را ازیادشان می برم . ابلیس گفت : حقاً که توحریفی واو را مامور به خنثی کردن اثر این آیه کرد که تاروز قیامت به این کار بپردازد .

این روایت ازطرق اهل سنت هم نقل شده است .

تفسیر المیزان