تشبيهاتي براي مومن و كافر
« اَوَمـَن کـانَ مـَیتـَاً فـَاَحیـَیناهُ وَجـَعـَلنا لـَهُ نوراً یـَمشی بـِهِ فـِی النـّاسِ کـَمـَن مـَثـَلـُهُ فـِی الظـُّلـُماتِ لـَیسَ بـِخارِجٍ مـِنها کـَذلـِکَ زُیِّنَ لـِلکافـِرینَ ماکانوُا یـَعمـَلون »
( انعام – 122 )
معنای آیه روشن است وآنچه ازآیه به ذهن ساده وبسیط تبادر می کند ، اینست که مثلی است که برای هرمومن وکافری زده شده ، زیرا انسان قبل ازآنکه هدایت الهی دستگیرش کند ، شبیه میتی است که ازنعمت حیات محروم است وحس وحرکتی ندارد وپس ازآنکه موفق به ایمان شد ، وایمانش مورد رضایت پروردگارش هم قرار گرفت ، مانند کسی است که خداوند اورا زنده کرده ونوری به او داده که با آن نور می تواند هرجا که بخواهد برود ودرپرتو آن نور راه خودرا از چاه و خیرش را ازشر و نفعش رااز ضرر تمیز دهد . منافع وخیرات را بگیرد واز ضرر وشر احتراز کند . به خلاف کافر که مثلش مثل کسی است که درظلمت وتاریکی محض به سر می برد وراه نجات ومفری پیدا نمی کند . کافر زندگی ومرگش وهمچنین درعوالم بعداز مرگش همه درظلمت است . درزندگی ، خیر را ازشر ونفع را ازضرر تشخیص نمی دهد .
این آیه ازنظری نظیر آیه « اِنـَّما یـَستـَجیبُ الـَّذینَ یـَسمـَعونَ وَالمـَوتی یـَبعـَثـُهـُمُ اللّه ... » ( انعام – 36 ) وآیه « مـَن عـَمـِلَ صالـِحاً مـِن ذَکـَرٍ اَو اُنثی وَهـُوَمـُومـِنٌ فـَلـَنـُحیـِیـَنـَّهُ حـَیوةً طـَیـِّبـَةً ... » ( نحل – 97 ) است .
بنابراین درآیه شریفه استعاراتی بکار رفته : ضلالت را به مرگ ، ایمان وهدایت یافتن را به زندگی ، هدایت بسوی ایمان را به احیا ، راه پیداکردن به اعمال صالح را به نور و جهل را به ظلمت تشبیه کرده وهمه این تشبیهات برای نزدیک ساختن مطلب به ذهن عامه مردم است . چون فهم عامه مردم آنقدر رسا نیست که برای انسان ازآن نظر که انسان است ، زندگی دیگری غیراز زندگی حیوانیش سراغ کند . اودرافق پستی که همان افق مادیت است ، بسر می برد وبه لذایذ مادی وحرکات ارادی به سوی آن سرگرم است . وجزاین سنخ لذایذ واین قسم پیشرویها لذت وحرکت دیگری سراغ ندارد . ومنشا این سنخ شعور ، همان زندگی حیوانی است نه انسانی ، تا اوبتواند به زندگی انسانی خود پی ببرد . این سنخ مردم فرقی بین مومن وکافر نمی بینند وهردو را ازنظر داشتن موهبت حیات برابر می دانند .
برای چنین مردمی معرفی کردن مومن ، به اینکه او زنده است به زندگی ایمانی ودارای نوری است که با آن نور راه می رود ، وهمچنین معرفی کردن کافر، به اینکه او مرده به مرگ ضلالت است ودر ظلمتی به سر می برد که مخرج ومفری ازآن نیست ، محتاج است به تشبیهاتی که حقیقت معنای مورد نظر را به افق فهم آنان نزدیک کند .
تفسیر المیزان
انتخاب کتاب با انتخاب دوست فرقی ندارد، همانگونه که باید برای معاشرت دوستان خوب انتخاب کرد، برای مطالعه نیز باید کتابهای خوب را برگزید. ما همانطور که مسئول کارهای خود می باشیم مسئول مطالعه خویش هستیم. باید کتابی مطالعه کنیم که فکر ما را روشن و عقل ما را قوی کند نه کتابی که وقت ما را تلف نماید. (از کتاب کشکول طبسی)